حاصل مىشود بوده باشد زيرا او نمىتواند با متنفذين اين سامان بسازد و زيست كند ولى ركن الدوله از قبول آن پيشنهاد خوددارى كرد و گفت : من نمىخواهم گفته شود كسى به او پناه برد و او بملك وى طمع كرد . ابو الفضل ابن عميد را دستور مراجعت داد كه مملكت را بابراهيم واگذار كند و بازگردد .
ابن عميد برگشت و اوضاع آن سامان را براى ركن الدوله شرح داد و او را از شورش و قيام مردم آذربايجان برحذر نمود كه بالاخره مملكت از دست ابراهيم خارج خواهد شد . چنين هم شد كه ابراهيم سخت دچار شد و بزندان آذربايجان افتاد كه ما آن را در آينده شرح خواهيم داد .
بيان هجوم روم بر بلاد اسلام
در ماه شوال آن سال روميان لشكر كشيدند و شهر « آمد » را محاصره كردند مردم دفاع نمودند و عدهء سيصد تن از آنها را كشتند و چهار صد تن اسير گرفتند و آنها نتوانستند شهر را بگيرند ناگزير سوى « دارا » لشكر كشيدند و به محل « نصيبين » نزديك شدند در آنجا با يك قافله كه از « ميافارقين » رسيده بود مصادف شدند و تمام قافله را بردند مردم از شهر « نصيبين » گريختند و كرايه يك چهار پا به صد درهم رسيد .
سيف الدوله باعراب پيغام داد كه با آنها بگريزد كه در آن هنگام در « نصيبين » بود بر حسب اتفاق روميان قبل از اينكه سيف الدوله بگريزد خود مراجعت نمودند و سيف الدوله ماند . از جزيره بشام رفتند و بعد بطرسوس بازگشتند
.