كردند . بيشتر مملكت بدست آنها افتاد .
عبد الملك بن محمد بن عدى ابو نعيم فقيه گرگانى استر آبادى و ابو على رودبارى صوفى كه نامش محمد بن احمد بن قاسم بود درگذشتند گفته شد شخص اخير در سنه سيصد و بيست و سه وفات يافت .
خير بن عبد اللّه نساج صفوى كه از اهالى سامرا و يكى از پرهيزگاران بود درگذشت .
محمد بن على بن جعفر ابو بكر كنانى صوفى مشهور از ياران جنيد وفات يافت .
ابو سعيد خراز هم درگذشت . « خراز » با خاء نقطه دار و راء بى نقطه و و زاء با نقطه دار است .
سنه سيصد و بيست و سه
بيان قتل مرداويج
در آن سال مرداويج ديلمى صاحب بلاد جبل ( كردستان و لرستان ) كشته شد . او نسبت بتركان ( كه در سپاه او بودند ) بسيار بد رفتارى مىكرد . ادعا مىنمود كه روح حضرت سليمان در او حلول كرده و تركان اجنه و شياطين هستند كه براى او تسخير شدهاند كه مرده ( جمع مارد كه شيطان بد كردار و متمرد باشد ) همانها هستند و بايد آنها را خوار كرد و سركوبيد و اگر آسوده و آزاد باشند مرتكب كارهاى زشت و فاعل جنايات مىشوند .
مرداويج براى تركان يك بار سنگين غير قابل تحمل شده بود چون شب ميلاد رسيد كه شب چراغانى و آتش افروزى باشد دستور داد كه هيزم از كوهستان و از دو طرف ساحل نهر زند رود و جاهاى دور و نزديك ديگر جمع و بر هم انباشته