كرد و خود راه بخارا را گرفت و آن در ماه رمضان بود مقصود آنها ( دشمنان ابو على ) اين بود كه او از حكومت و امارت نيشابور نا اميد شود و در شهر رى اقامت كند . ابو على از اين كار رنجيد زيرا تصور مىكرد بسبب فتح شهر رى نسبت به او نيكى كند و چون عزل شد سخت نگران و نااميد شد . برادر خود را بهمدان و كوهستان ( لرستان و كردستان ) فرستاد و حكومت آن ديار را به او داد . برادرش را كه ابو العباس فضل باشد علاوه بر حكومت آن سامان شريك و نايب خود در فرماندهى سپاه نمود . ابو العباس هم بنهاوند و دينور رفت و آنجا را گشود و گروهى از كردان از او امان خواستند و سالاران آنها به او گروگان دادند .
بيان رسيدن معز الدوله بواسط و بازگشتن او
در آخر ماه رجب سال جارى معز الدوله ابو الحسين احمد بن بويه به شهر واسط رسيد . توزون آگاه شد خود باتفاق مستكفى باللّه ( خليفه ) از بغداد بواسط رفت چون معز الدوله شنيد كه آنها آمدهاند ( لشكر كشيدند ) شهر را در ششم ماه رمضان بدرود گفت .
خليفه و توزون بواسط رسيدند . ابو القاسم بريدى پيغام داد كه خراج بصره را تعهد مىكند و توزون اجابت و قبول نمود و او بر عهده گرفت . خليفه و توزون هر دو به شهر بغداد بازگشتند و در هشتم ماه شوال وارد شدند
.