تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

بيان رفتن امير عمان ببصره

در ماه ذى الحجه همان سال يوسف بن وجيه امير عمان با كشتىهاى بسيار به قصد بصره لشكر كشيد . با بريدى جنگ كرد و « ابله » را گشود و بسيار عظمت و قدرت يافت و نزديك بود كه بصره را فتح كند . بريدى و برادرانش نزديك بود نابود شوند . بريدى كشتى بانى بنام « رنادى » داشت تعهد كرد كه موجب فرار يوسف گردد بريدى هم به او وعده نيكى و انعام داد . آن كشتىبان دو زورق گرفت و آنها را پر از هيزم و شاخ و برگ نخل كرد هيچ كس هم از قصد او آگاه نبود كشتىهاى يوسف در ابله يكى به ديگرى مىپيوست و مانند پل بهم متصل مىشد . آن كشتىبان در نيمه شب در آن شاخهاى خشك آتش افروخت و دو زورق آتش گرفته را با آب روان سوى كشتىهاى يوسف رها كرد . دريا در حال جزر ( جزر و مد طغيان آب و فرو نشستن آن و او در حال جزر كه فرو نشستن تند بود آن عمل را انجام داد ) . آن دو زورق تندتر از باد روانه شد و بكشتىهاى يوسف رسيد و آتش در كشتىها افتاد و طناب‌ها و بندهاى لنگرها سوخت و هر كه و هر چه در آن بود آتش گرفت و سوخت و مردم بر آنها هجوم بردند و مال بسيارى غارت كردند و يوسف بن وجيه گريخت و آن در سنه سيصد و سى و دو بود . بريدى به آن كشتىبان انعام داد و نيكى كرد در همان جنگ و شورش ابن شيرزاد از دست بريدى رها شد و گريخت و بتوزون پناه برد .