تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
به گردن ما واجب شده كه بايد بر جيره و مواجب او افزوده گردد آنگاه او را مقرب نمود و روزى بيشترش داد . نقل شده : چون برادرش ابو زكريا بر او شوريد . گنجها و اموال او بتاراج رفت چون امير بازگشت كسانى را كه گنجها را ربوده بودند نام بردند ولى او به كسى آزار نرسانيد . به او خبر دادند يكى از بازاريان يك كارد از مال غارت به دويست درهم خريده كه بسيار نفيس مىباشد . نزد او فرستاد و دويست درهم داد كه كارد خود را بگيرد ولى مرد بازارى هزار درهم خواست . امير گفت : من مال خود را از او خواستم و او به من زور گفت سپس بر خريد كارد اصرار كرد تا آن مرد را راضى نمود . نقل شده كه بيمارى او به طول كشيد او بعبادت و نماز پرداخت و در كاخ خود مسجدى ساخت كه آن را عبادت گاه ناميد . رخت پاك مىپوشيد و پا را برهنه مىكرد و در آن مكان نماز مىخواند و مىگريست و تضرع مىكرد و از ارتكاب گناه خوددارى و از اشياء و افعال حرام پرهيز مىنمود و بدين حال بود تا اجل او را ربود و در تربت پدرش به خاك سپرده شد .