تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨

بيان اختلاف بين متقى للّه و توزون و بيم از يك ديگر

محمد بن ينال ترجمان يكى از بزرگترين سالاران توزون و جانشين او در بغداد بود . چون « توزون » سوى واسط روانه شد . نسبت بمحمد نزد « توزون » سعايت و سخن‌چينى شد محمد شنيد و از او رميد . در آن هنگام وزير ابو الحسين بن مقله املاك « توزون » در پيرامون بغداد را از او اجاره و حاصل را تعهد كرده بود . زيان برد و خسارت كشيد ترسيد كه از او مطالبه كنند و در آن ايام ابن شيرزاد بتوزون پناه برد وزير و ديگران بيمناك شدند و گمان بردند كه او بر حسب توطئه و به اطلاع بريدى پناه برده و دسيسه در كار است . ترجمان و ابن مقله هر دو متحد شدند و بابن حمدان نوشتند كه عده از سپاه و لو كم باشد براى متقى للّه بفرستد . بمتقى هم گفتند : ديدى كه بريدى ديروز با توجه كرد و چگونه پانصد هزار دينار از تو به زور گرفت و به همان اندازه و مقدار بر سپاه هم خرج كردى ؟ اكنون بريدى تعهد كرده كه از تو براى توزون پانصد هزار دينار بگيرد و ادعا كرد كه از ما ترك « بجكم » نزد تو مال موجود است . ابن شيرزاد هم آمده كه آن مبلغ را از تو بستاند و ترا خلع كند و ببريدى بسپارد . متقى سخت رنجيد و پريشان شد و تصميم گرفت نزد ابن حمدان برود . ابن شيرزاد هم با عده سيصد سوار چابك ببغداد رسيد .