تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
ابن حمدان او و فرزندش را اسير كرد . عدل را ميل كشيد و كور نمود و با پسرش ببغداد فرستاد كه برسوائى وارد شهر شدند .

بيان حال سيف الدوله در واسط

پيش از اين نوشته بوديم كه سيف الدوله على بن حمدان پس از خروج بريديان از واسط در آن شهر اقامت گزيد . او ميخواست سوى بصره لشكر بكشد ولى براى او ميسر نمىشد زيرا مال در دستش كم بود ببرادر خود مىنوشت و او چيزى نمىداد و مال نمىفرستاد . « توزون » و « خجخج » هم نسبت به او تحكم مىكردند و بىادب بودند پس از آن برادرش ناصر الدوله براى او مال فرستاد و ابو عبد اللّه كوفى حامل آن مال بود كه ميان تركان تقسيم شود . « توزون » و « خجخج » شنيدند كه او حامل مال است بر او شوريدند و دشنامش دادند سيف الدوله او را از آنها مخفى و سوى بغداد روانه كرد . . . « توزون » را فرمان داد كه به محل « جامده » برود و باج و خراج را بگيرد و به خود اختصاص دهد . « خجخج » را هم دستور داد كه به محل « مذار » برود و ماليات آن سامان را براى خود بگيرد و در آنجا حكومت كند سيف الدوله تركان را بگرفتن شام تطميع و تشويق و عراق را در نظر آنها خوار و حقير مىنمود كه شام و مصر را بگيرند و بر آن دو كشور چيره شوند . آنها تصديق مىكردند ولى از عمل باز مىنشستند . او از برادر خود بد مىگفت و آنها هم او را تاييد ميكردند ولى از جنبش سوى مصر و شام مىماندند . آنها بر او تحكم مىكردند و از او هر چه ميخواستند مىداد و تمكين ميكرد تا آنكه در آخر شعبان تركان بر سيف الدوله هجوم بردند و خواستند شبانه او را بگيرند او از لشكرگاه خود گريخت و راه بغداد را گرفت لشكرگاه را غارت كردند و گروهى از ياران او را كشتند . اما ناصر الدوله چون ابو عبد اللّه كوفى نزد او رفت و خبر كينه تركان را داد خواست سوار شود كه بموصل برود ولى متقى سوار شد و نزد او رفت و از او درخواست كرد در بغداد بماند او اجابت كرد ولى تا متقى بازگشت سوار شد و راه موصل را گرفت .