تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
چون سيف الدوله بطوريكه بيان شد گريخت در عرض راه شنيد كه ميان « خجخج » و « توزون » اختلاف و ستيز رخ داده بامارت بغداد طمع كرد و وارد آن شهر شد و در « باب حرب » منزل گرفت از متقى ( خليفه ) مال درخواست كرد كه با « توزون » جنگ كند اگر او بغداد را قصد نمايد . متقى هم براى او چهارصد هزار درهم فرستاد او هم آنها را باتباع خود داد . هر كه در بغداد ( از بيم تركان ) پنهان شده بود آشكار گرديد و به او گرويد . او در سيزدهم ماه رمضان به آن شهر رسيد . چون « توزون » شنيد كه سيف الدوله ببغداد رسيده « كيغلغ » را با سيصد سپاهى در واسط گذاشت و خود ( با لشكر ) راه بغداد را گرفت . چون سيف الدوله بر لشكر كشى « توزون » آگاه شد « باب حرب » را بدرود گفت و با اتباع خود و كسانى كه به او ملحق شده بودند خارج شد در بيست و پنجم ماه رمضان « توزون » وارد بغداد شد . متقى باللّه به او خلعت و لقب امير الامراء داد . ابو جعفر كرخى منشى و پيشكار « توزون » مانند كوفى بكارها رسيدگى مىكرد . چون « توزون » از واسط خارج شد بريدى آن را قصد كرد اتباع « توزون » از واسط گريختند و ببغداد رفتند . « توزون » هم نتوانست با شتاب بواسط لشكر بكشد زيرا هنوز كار در بغداد برقرار و استوار نشده بود . تا چندى كه از ماه ذى القعده گذشت او در بغداد مستقر گرديد . توزون غلامى از بندگان سيف الدوله كه نزد او بسيار گرامى بود اسير داشت نامش « ثمال » بود آن غلام را با احترام و نيكى آزاد و نزد سيف الدوله روانه كرد اين نيكى « توزون » را در نظر بنى حمدان تاثير خوبى داشت و براى « توزون » محبتى در دل آنان ايجاد نمود . پس از آن « توزون » ( با لشكر ) سوى واسط به قصد بريدى روانه شد كه ناگاه ابو جعفر بن شيرزاد كه از بريدى گريخته بود رسيد و به او پناه برد او را پذيرفت و گرامى داشت و خرسند شد و كارها را تماما به او سپرد .