تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
سامان از بنى نمير يارى خواستند . چون عدل بر نيت آنها آگاه شد هر روز هنگام عصر با سپاهيان خود سوار مىشد و پس از گردش بازمىگشت اين وضع و حال تا چهل روز دوام داشت تا آنكه اهالى گمان كردند كه آن سوارى براى او عادت شده آرام گرفتند و احتياط و استعداد را از دست دادند . او جواسيسى داشت كه همه روزه اخبار مردم آن ديار را به او مىدادند و چون دانست مردم يقين كردند كه او آنها را قصد نكرده و آن سوارى و بيابان گردى فقط عادت و تمرين بوده عده خود را تكميل كرد و دستور داد سپاهيان غلامان خود را روانه كنند كه بار و بنه و وسايل را حمل كنند و بدنبال او آيند آنگاه خود در همان هنگام گردش ( وقت عصر ) فرمان شبيخون داد و هنگام بامداد به محل « شماسيه » كه بزرگترين قريه خابور است حمله كرد مردم در قلعه تحصن و دفاع نمودند . او دستور داد كه ديوار و باروى قلعه را نقب زنند و چون شكاف و راه ايجاد كرد قلعه را گشود و مالك آن گرديد . از مردم آن مال بسيار ربود و چند روزى در آنجا ماند سپس جاى ديگر را قصد كرد و باج و خراج گرفت و مدت شش روز در خابور ماند و اموال بسيار بدست آورد و نيرومند شد و باتباع خود داد و همه را توانگر و قوى كرد و از آنجا به محل اقامت و امارت خود كه « رحبه » باشد بازگشت . او توانگر و سخت نيرومند شد سپاهيان از بغداد هم او را قصد كردند و به او پيوستند و كار او بالا گرفت و عظمت يافت . پس از آن محل « نصيبين » را قصد كرد چون مىدانست ناصر الدوله از آن محل دور و از موصل خارج شده و بلاد جزيره را ترك كرده بود ولى نتوانست « رقه » و « حران » را قصد كند زيرا يانس مونسى با لشكر خود و گروهى از بنى نمير در آن ديار بودند . از آنجا صرف نظر كرد و سوى « راس العين » لشكر كشيد و از آنجا « نصيبين » را قصد نمود . حسين بن حمدان آگاه شد لشكرى گرد آورد و سوى « نصيبين » كشيد چون نزديك شد سپاه عدل با او مقابله كرد و عدهء از آن از فرزند حمدان امان خواستند و به او پيوستند و جمعى اندك با او ماند كه از خواص او بودند .