تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
ابن حمدان پذيرفت و محمد بازگشت كه با گروگان حاضر شود ( خدعه كرد ) چون نزد قوم خود رسيد آنها را وادار كرد كه با شتاب سوى آذربايجان بروند . او با آن خدعه مىخواست ابن حمدان را از كوشش در طلب و دنبال كردن آنها باز دارد و خود با فرصت اتباع خويش را كوچ دهد و از تعقيب او در امان باشند . چون آمدن محمد نزد ابن حمدان بتاخير افتاد دانست كه او خدعه كرد فورا گروهى از اتباع خود را كه از جمله برادران خود سليمان و داود و سعيد و غير آنها از كسانى كه برادى و دليرى آنان اعتماد و اطمينان داشت برگزيد و سبكبار سوار شد و بدنبال اكراد تاخت . عدهء مددى كه خليفه فرستاده بود از متابعت او و دليرى تسامح كردند آنها را به حال خود گذاشت و خود با دليران برگزيده بدنبال اكراد شتاب كرد . به آنها رسيد در حالى كه شروع كرده بودند كه بر كوه قنديل بالا بروند ، گروهى از آنها را كشت و بقيه بقله كوه رسيدند و ابن حمدان آنها را ترك كرد و بازگشت . اكراد هم پس از آن راه آذربايجان را گرفتند و رفتند . ابن حمدان خبر آنها و تسامح مدد را بخليفه و وزير نوشت . آنها هم دوباره فرستادند . ابن حمدان بموصل بازگشت و عدهء مرد دلير برگزيد و سوى « جبل السلق » كه محمد بن بلال با اكراد در آن پناه برده بودند لشكر كشيد . ابن حمدان بدره رفت . جاسوسان هم همراه او بودند مبادا كه دشمن كمين كرده باشد . او پيشاپيش اتباع خود رفت و آنها همه بدنبال او ، يك مرد از آنها تخلف نكرد و عقب نماند ( بر خلاف مدد نحسين ) از كوه هم گذشتند و باكراد نزديك شدند ناگاه برف نازل شد و سرما سخت هجوم برد و خواربار و علف هم كم شد . ده روز به آن حال در قلل جبال لشكر زد . قيمت هر يك بار كاه بالغ بر سى درهم گرديد با وجود اين سختى او بردبارى كرد . چون كردان حال را بدان منوال ديدند محمد بن بلال و فرزندان و پيوستگان او ناگزير تسليم شده و پناه بردند . ابن حمدان بر اكراد غالب شد و تمام چادرها و بار و بند و مال و منال و اهل
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 57 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت