تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
داخلى پرداختند . هارون براى آرام كردن آنها رفت يكى از مغربيان او را با زوبين دو كشت . چون او كشته شد عم او شيبان جانشين او گرديد و بسپاهيان مال داد و آنها مطيع شدند و تن بجنگ ( با محمد بن سليمان ) دادند . ناگاه نامه‌هاى بدر به آنها رسيد كه آنها را بتسليم و گرفتن امان دعوت مىكرد آنها هم قبول كردند . چون محمد بن سليمان ( بر تسليم سپاهيان ) آگاه شد وارد مصر گرديد شيبان هم از او امان خواست و او اجابت نمود او شبانه نزد محمد بن سليمان رفت و هيچ كس آگاه نشد . روز بعد خانه او را قصد كردند و او را نيافتند متحير گشتند . چون محمد وارد مصر شد گنجهاى طولون را قصد كرد و تمام اموال آنها را ( بنى طولون ) گرفت . خانوادهء طولون را هم گرفت كه عده آنها هفده مرد بود آنها را بند كرد و بزندان سپرد و اموال آنها را ربود و آن در ماه صفر بود . بمكتفى هم مژده فتح را داد . او دستور داد كه خانواده طولون را نزد خود فرستد و كسى از آنها را در مصر نگذارد اثرى از آنها در مصر و شام نگذارد . او هم همه را ببغداد فرستاد و خود هم راه بغداد را گرفت . ايالت مصر بعيسى نوشرى واگذار شد در مصر مردى بنام « خلنجى » كه از سران سپاه خاندان طولون بود قيام كرد كه او از محمد بن سليمان جدا شد باز - مانده بود . خلنجى گروهى را همراه خود كرد و بعصيان پرداخت . عده او فزون گرديد و نوشرى از مقابله وى عاجز شد و باسكندريه پناه برد . ابراهيم خلنجى وارد مصر شد ( هنوز قاهره احداث نشده و پايتخت هم بنام مصر معروف ) نبود . نوشرى بمكتفى نوشت و خبر تمرد او را داد مكتفى هم بدر حمامى را ( با عده ) بمصر فرستاد و آن در ماه شوال بود .

بيان حوادث

در آن سال در شهر بصره مردى گرفتار شد گفته شده قصد طغيان و قيام دارد . فرزندش هم با او گرفتار شد باضافه سى و نه تن كه همه را سوى بغداد روانه كردند