تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣

سنه دويست و نود و دو

بيان غلبه مكتفى بر شام و مصر و پايان امارت طولونى

در ماه محرم آن سال محمد بن سليمان براى جنگ با هارون بن خمارويه بن احمد بن طولون بمرز مصر رسيد ( با سپاه ) . سبب اين بود كه چون محمد بن سليمان از مكتفى باز ماند و مكتفى از جنگ قرمطيان بازگشت و محمد بدنبال آنها كوشيد چون كار خود را پايان داد و خواست بعراق باز گردد نامه از بدر حمامى غلام ابن طولون به او رسيد همچنين نامه ديگر از فائق كه هر دو در دمشق بودند او را به تصرف بلاد دعوت كردند و وعده يارى و لشكر كشى دادند . چون وارد بغداد شد خبر نامه آن دو را بمكتفى داد و مكتفى او را عودت داد و سپاه و مال با او فرستاد . و نيز مكتفى « دميانه » غلام بازمار ( در طبرى يا زمان و بايد باز يار باشد ) را از راه دريا روانه كرد و دستور داد با كشتى از دريا وارد رود نيل شود و مانع ورود خواربار به آن ديار گردد كه بر مصريان سخت بگيرد و عرصه را تنگ كند او هم بدستور او عمل كرد . محمد بن سليمان هم از طريق صحرا لشكر كشيد و بمصر نزديك شد و با سالاران و فرماندهان مكاتبه كرد . نخستين كسى كه دعوت او را اجابت كرد و سوى او رفت بدر حمامى كه سالار فرماندهان بود . اين كار باعث سستى و شكست و دلسردى سالاران مصر شد كه او رئيس آنها بود فرماندهان مصر هم يكى بعد از ديگرى تسليم شدند و امان گرفتند . چون هارون وضع را بدان گونه ديد براى جنگ با محمد بن سليمان لشكر كشيد و چند نبرد رخ داد . روزى ميان سپاهيان هارون اختلاف و ستيز رخ داد و از روى تعصب بجنگ
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 53 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت