آتش افروختند و رفتند .
در آن سال مردى كه معروف بغلام زرافه بود از طرسوس خارج شد و بلاد روم را قصد كرد .
شهر انطاكيه را گشود و آن شهر باندازهء شهر قسطنطينيه بزرگ بود . او شهر را با نبرد و ضرب شمشير فتح كرد و پنج هزار مرد را كشت و به همان اندازه اسير گرفت و پنج هزار گرفتار مسلمان را آزاد كرد و شصت ناو ( كشتى ) ربود و آنها را پر از غنايم و اموال و آرد و كالا و برده نمود . بهر مردى از سپاهيان هزار دينار رسيد . آن شهر در كنار دريا واقع شده . مسلمين از مژده آن فتح شادى كردند .
فضل بن عبد الملك بن عبد اللّه بن عباس امير الحاج شد .
در آن سال قاسم بن عبد اللّه وزير خليفه در ماه ذى القعده وفات يافت . سن او سى و دو سال و هفت ماه و بيست و دو روز بود . ابن سيار درباره او گفت :
امات ليحى فما ان حى * و افنى ليبقى فما ان بقى
و مازال فى كل يوم يرى * امارة حتف و شيك وحى
و ما زال يسلح من دبره * الى ان خرى النفس فيما خرى
يعنى : او كشت كه زنده بماند ولى زنده نماند . ( بدر را كه سپهسالار بود كشت با خدعه و پيمان شكنى كشت ) . او نابود كرد كه باقى بماند ولى باقى نماند .
هر روز هم علامت مرگ را نزديك مىديد .
( ترجمه بيت آخر مخالف ادب است و براى امانت عين عبارت را نقل و از ترجمه آن كه بسيار زشت است خوددارى نموديم ) .
در آن سال ابو عبد اللّه بن ابراهيم بن سعيد بن عبد الرحمن « ماستواى » فقيه شهر نيشابور درگذشت . همچنين محمد بن محمد جزوعى قاضى موصول در بغداد وفات يافت .
ابو العباس احمد بن يحيى شيبانى نحوى كه عالم بعلم نحو كوفيان بود در بغداد جان سپرد .