گروهى كشته شدند و خانهها را آتش گرفت و اموال غارت شد و مردم دچار بلاى عظيم شدند . يك كاروان بزرگ كه قاصد شام بود در آنجا منزل گرفته بود كه آن را تماما تاراج كردند .
در آن سال يحيى بن محمد بن صاعد بغدادى درگذشت سن او نود سال بود او از فضلاى محدثين محسوب شد .
قاضى ابو جعفر احمد بن اسحاق بن بهلوى نبوخى فقيه حنفى كه دانشمند و عالم بادب و علم نحو كوفى بود وفات يافت شعر نغز از او مانده است .
سنه سيصد و نوزده
بيان تجديد بدبينى و بيم ميان مقتدر و مونس
در آن سال ميان مونس مظفر و مقتدر باللّه ( خليفه ) بدخواهى و بد بينى و بيم از يك ديگر تجديد شد . سبب اين بود كه محمد بن ياقوت نسبت بسليمان وزير بدبين و بحسين بن قاسم متمايل و نيك خواه بود . مونس هم بسليمان مايل و خوشبين بود زيرا او با على بن عيسى همراه و همكار و متحد بود . كار محمد بن ياقوت بالا گرفت . علاوه بر رياست شرطه ( شهربانى ) امور احتساب به او واگذار شد . براى مونس بسيار ناگوار آمد از مقتدر خواهش كرد كه محمد بن ياقوت را از كار احتساب بر كنار كند و به او گفت : اين كار بقضات و پيشوايان و روحانيين و اشخاص عادل اختصاص دارد و روا نباشد به ديگران واگذار شود .
مقتدر به او پاسخ منفى داد . مونس هم ياران خود را گرد خويش جمع كرد چون او بچنين كار و تجمع و استعداد مبادرت كرد ياقوت و فرزندش هم رجال و ياران خود را در كاخ خلافت جمع كرد همچنين در خانه فرزند خود محمد بن ياقوت .
بمونس گفته شد آنها از اين تجمع قصد دستگيرى ترا دارند و ميخواهند شبانه بر خانه تو هجوم ببرند اتباع مونس كوشيدند كه بر نگرانى و بيم او بيفزايند و او را وادار كردند كه به محل « باب الشماسيه » برود و در آنجا لشكر بزند .