تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
كرد و به او رسيد و جنگى بسيار سخت رخ داد كه از مردان صالح عدهء صد مرد كشته شدند . از اتباع نصر هم گروهى بقتل رسيدند و بالاخره صالح با دو فرزندش اسير شدند و آنها را وارد موصل كردند و از آنجا به شهر بغداد فرستاده شدند كه آنها را برسوائى وارد كردند . در ماه شعبان سال جارى يك خارجى ديگر بنام اغر قيام و خروج كرد . او اغر بن مطر تغلبى است و ادعا مىكرد از نسل عتاب بن كلثوم برادر عمرو بن كلثوم تغلبى است ( شاعر مشهور جاهليت كه قصيده او معروف است ) او در محل « رأس العين » قيام و خروج كرد و « كفرتوثى » را قصد نمود . عده دو هزار مرد گرد خود جمع كرد . داخل شهر « كفرتوثى » شد و آن را غارت نمود و عده‌اى را هم كشت سپس راه « نصيبين » را گرفت و نزديك آن محل لشكر زد . والى محل با گروهى از سپاهيان و مردم آن سامان بجنگ او مبادرت كردند . نبرد خونين رخ داد و شارى ( مقصود خارجى و شارى خريدار كه نفس خود را در راه خدا خريدارى كرده آيه « و من يشرى نفسه » ) پيروز شد و صد تن از آنها را كشت و هزار اسير گرفت كه آنها را فروخت و اهالى « نصيبين » با او صلح كردند و چهار صد هزار درم دادند . خبر قيام و پيروزى او بناصر الدوله بن حمدان رسيد كه امير آن سامان و « ديار ربيعه » بود . لشكرى بجنگ او فرستاد . بر او پيروز شدند و او را اسير كردند . ناصر الدوله او را ببغداد فرستاد .

بيان مخالفت جعفر بن ابى جعفر و بازگشتن او

جعفر بن ابى جعفر بن ابى داود در « ختل » از طرف سامانيان امير بود . حالاتى از او نمايان شد كه تصور تمرد و عصيان از آن مىرفت . با ابو على محمد مظفر ( از طرف سامانيان ) مكاتبه شد كه او را قصد كند . محمد هم لشكر كشيد و با او نبرد كرد و پيروز شد و او را اسير نمود و سوى بخارا فرستاد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 251 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت