تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
خواهيم كرد . اما قراتكين كه در بست رخت از اين جهان بست و نعش او را به محل « اسبيجاب » بردند و به خاك سپردند و مزار و رباط او در آنجا معروف است كه گويند « رباط قراتكين » او در مدت عمر خود مالك ده و مزرعه نبود . او گفت : سپاهى بايد با تمام دارائى خود همراه باشد تا تعلق خاطرى به چيزى كه ثابت و مستقر باشد نداشته باشد . ( سبكبار و بىنياز ) .

بيان حوادث

در نيمه محرم آن سال ميان خواربار فروشان و بزازان و اهالى « مربعه » فتنه برخاست كه خواربار فروشان در اول روز پيروز شدند و در آخر روز كه صنف كفش دوز به آنها پيوستند و اهالى « مربعه » و بزازان ظفر يافتند و خواربار فروشان گريختند و بازارهاى خواربار سوخت و فتنه دوام يافت و بالا گرفت . اوباش هم گستاخ و دلير شدند . كهنه كهنه‌چين‌ها و كفش دوزها با هم متحد شدند و با خواربار فروشان سخت نبرد كردند و جنگ كردند و پيروز شدند . كفش دوزان و متابعين آنها تن بفرار دادند و بازار آنها طعمه آتش شد و سوخت . امير موصل كه حسن بن عبد اللّه بن حمدان بود و بعد لقب ناصر الدوله يافت سوار شد و ميان متحاربين درآمد كه مردم را آرام كند ولى آنها آرام نشدند و دست از نبرد نكشيدند . پس از آن گروهى از علماء و روحانيين آنها را آشتى دادند و صلح مستقر گرديد . در آن سال يك فتنه بس عظيم در بغداد واقع شد . سبب آن اين بود كه پيروان ابو بكر مروزى حنبلى با ساير عامه ( اصطلاح براى اهل سنت است كه آنها را در قبال ديگران عامه گويند و خود حنبلىها هم اهل سنت هستند ولى در اينجا براى طبقات ضد آنها به كار رفته است ) و بسيارى از سپاهيان در برابر هم قرار گرفتند . علت