ستيز و نبرد اين بود كه تفسير اين آيه به نظر حنبلىها چنين است « عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا » يعنى شايد خداى تو به تو نشيمن ستوده روا دارد .
حنبلى در تفسير آن مىگويد : مقصود اين است كه خداوند مىنشيند و پيغمبر را نزد خود بر عرش ( اورنك ) مىنشاند . ديگران مىگويند : مقصود شفاعت است ( حنبلىها بتجسم قائل هستند به اين معنى خداوند داراى جسم است . و ديگران جسم را انكار ميكنند ) به اين سبب فتنه ميان طرفين واقع شد و عدهء بسيارى از آنها كشته شدند .
در آن سال مرزهاى دريائى و جزائر زبون و سست گرديد . مردم قادر بر دفع روميان نبودند در « ملطيه » ( مالت ) و « ميافارقين » و « آمد » ! و « ارزن » و جاهاى ديگر مردم تصميم گرفتند كه بطاعت پادشاه روم تن دهند .
زيرا خليفه مقتدر باللّه از حمايت و يارى آنها عاجز شده بود . ببغداد هم پيغام دادند كه به آنها اجازه تسليم داده شود و نيز ياد آورى كردند كه خود قادر بر دفاع و پايدارى نميباشند يا آنكه سپاهى براى يارى آنها فرستاده شود ولى فايده نبخشيد . نمايندگان آنها بازگشتند .
در آن سال قاضى ابو عمر محمد بن يوسف بن اسحاق بن حماد بن زيد قاضى القضاة شد .
دو فرزند رائق هم برياست شرطه ( شهربانى ) منصوب شدند كه قبل از آنها نازوك رئيس شرطه بغداد بود .
احمد بن منيع درگذشت . او در سنه دويست و چهارده متولد شده بود .
مقتدر باللّه ناصر و الدوله حسن بن ابى الهيجاء بن حمدان را بامارت موصل و هر چه در دست داشت مانند قردى و بازندى ( پازندى ) و املاك و مزارع پدر تثبيت كرد ( يكى از ملوك الطوائف بشمار مىآمد و دولت بنى حمدان را تأسيس كرد همچنين سيف الدوله در حلب كه شرح حال او خواهد آمد و آن دو سلطنت شيعه را داشتند )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٥