تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
محمد بن الياس همراه يحيى بود كه بما كان پناه برد و تسليم شد و همچنين دو برادر يحيى منصور و ابراهيم بطاعت برادر ديگر خود كه نصر سعيد باشد كمر بستند و تسليم شدند . چون سعيد ( نصر ) بهرات نزديك شد كه در آنجا يحيى اقامت داشت همچنين قراتكين هر دو راه بلخ را گرفتند و بدان شهر رسيدند . قراتكين براى نجات خود حيله به كار برد و يحيى را سوى بخارا روانه كرد . و خود در بلخ ماند تا نصر بلخ را در نظر گيرد و او آسوده شود . سعيد ( نصر ) هم متوجه بخارا گرديد و چون از نهر عبور كرد يحيى از بخارا گريخت و بسمرقند پناه برد سپس از سمرقند هم گريخت و در آن جنبش و گريز قراتكين او را يارى نكرد . يحيى ناگزير نيشابور را قصد كرد كه در آنجا محمد بن الياس بود . او نيرومند و پايدار و بلند پايه شده بود باتفاق او ( محمد بن الياس و يحيى متفقا ) خطبه بنام يحيى خواندند و هر دو نيشابور را ترك كرده و در گرگان اقامت نموده بودند . سعيد ( نصر ) هم يحيى را دنبال مىكرد و او را دمى آسوده نمىگذاشت . چون خبر لشكر كشى سعيد را شنيدند كه بنيشابور مىآيد لشكر آنها پراكنده شد و خود هر يكى يك راه را گرفتند . ابن الياس كرمان را قصد كرد و در آنجا اقامت گزيد . قراتكين باتفاق يحيى رخت سوى بست و رخج كشيد نصر بن احمد بنيشابور رسيد و آن در سنه سيصد و بيست و شش بود . نصر بقراتكين پيغام داد كه بايالت بلخ منصوب شدى و به يحيى هم امان داد كه و يحيى نزد او رفت و فتنه خاموش شد و شور و شر پايان يافت كه در آن مدت دوام داشت نصر هم با برادر خود ابو صالح منصور آزادانه زيست كردند و هر جا كه خواستند رفتند ولى برادر ديگر آنها ابراهيم از نزد سعيد ( نصر ) گريخت و ببغداد پناه برد . از آنجا هم بموصل رفت كه بخواست خداوند شرح حال او را بيان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 243 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت