را بازگرداند و هر چه توانست از اموال مردم را پس داد و پاسخ داد : مردم كسوت كعبه را ما بين خود تقسيم كردند و اموال اهل مكه را ربودند و من قادر بر اعاده آن نميباشم ما اين قسمت را در آينده شرح خواهيم كرد .
بيان قيام ابو زكريا و برادران او در خراسان
در آن سال ابو زكريا يحيى و ابو صالح منصور و ابو اسحاق ابراهيم فرزندان احمد بن اسماعيل سامانى بر برادر خود احمد در خراسان قيام و عصيان نمودند .
گفته شد آن قيام و خروج در سنه سيصد و هيجده بوده و بايد همين تاريخ صحيح باشد .
( نه سال جارى ) .
سبب آن قيام اين بود كه برادرشان نصر آنها را در قهندز ( كهندژ يا دز ) بازداشت كرده بود كه قهندز در بخارا بود . كسانى را هم براى بازداشت آنان مامور كرده بود كه آنها از دست مأموران رهائى يافتند . علت رهائى آنان اين بود كه مردى معروف بخباز اصفهانى نامش ابو بكر هميشه نام نصر سعيد بن احمد را كه مىشنيد ميگفت : او بسبب من مبتلا بيك روز سخت و رنج بسيار و بلاى بزرگ خواهد شد هر كه گفته او را مىشنيد مىخنديد ( زيرا او را حقير مىدانستند ) .
روزى سعيد ( نصر ) از بخارا خارج شد و راه نيشابور را گرفت ابو العباس كوسج ( كوسه ) را جانشين خود نمود . روزى كه برادران ( بازداشت شده ) بزندان فرستاده مىشدند . ( ابو بكر باتفاق گروهى از سپاهيان بنجات آنان كوشيد و آنها را از محبس خارج و آزاد گردانيد او نزديك شدن آزادى برادران به آنها خبر داد كه بعضى از سپاهيان با او موافقت كرده و آنها را آزاد خواهد كرد . )
شرح واقف چنين است :
چون سعيد ( نصر ) از بخارا دور شد ابو بكر و سپاهيان موافق او دم در قهندز جمع شدند . عادت اين بود كه در كهندژ در روزهاى آدينه باز نميشد مگر هنگام عصر . چون روز پنجشنبه رسيد ابو بكر خود داخل قلعه شد و در آنجا ماند تا روز جمعه