تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
سبب اين بود كه در اخبار سنه قبل بدان اشاره شد كه مونس از خليفه بيمناك شد و در محل « شماسيه » ورود و اقامت نمود . نازوك ( نازك ) با عده خود كه شرطه ( پليس ) بودند به او ملحق شد . ابو الهيجاء بن حمدان با لشكر كوهستانى خود به او پيوست همچنين بنى بن نفيس كه مقتدر او را از حكومت دينور بر كنار كرده بود و مونس او را دوباره بحكومت آن محل برگردانيد و آن هنگام بود كه او بمونس گرويد . مقتدر هم در خانه هارون بن غريب و احمد بن كيغلغ عده از غلامان و حجريه ( سنگ اندازان - فلاخن داران ) و پيادگان و ديگران جمع و آماده كرد . چون روز بغروب نزديك شد اغلب آن عده متفرق و بمونس ملحق شدند و آن در تاريخ اول محرم بود . پس از آن مونس بمقتدر رفعه ( نامه ) نوشت كه سپاه از فزونى مخارج ( خليفه ) و اسراف و افراط گله مند است كه اموال را بنام حرم و خدم و حشم مىربايد و عايدات املاك را به خود اختصاص مىدهد و سپاهيان و سالاران و خواهان شركت در تدبير امور مملكت ميباشند و نيز اخراج خدم و حشم را درخواست مىكنند كه دست آنان در تصرف بامور كشور كوتاه شود و اموال و املاك را پس بدهند و نيز هارون بن غريب ( الخال - كه دائى ) باشد بايد از كاخ اخراج شود . مقتدر به او پاسخ داد كه حتى الامكان درخواست سپاهيان را اجابت مىنمايد و خود به آنچه ضرورت دارد و براى مخارج كافى باشد قناعت مىكند . او ( مقتدر ) بيعت سپاهيان را ياد آورى و تمايل آنها را درخواست كرد و نيز آنها را از عهد شكنى ترسانيد و هارون بن غريب را از كاخ بيرون و از بغداد اخراج كرد و مرزهاى شام و جزاير را به او سپرد و آن در نهم ماه محرم سال جارى بود . مقتدر با سپاهيان مكاتبه و مراسله كرد و احسان خود را ياد آورى نمود و از ايجاد فتنه نهى كرد چون مقتدر اجابت نمود مونس و ابن حمدان و نازك وارد بغداد شدند مردم هم شايع كردند كه مونس و همراهان او بر خلع مقتدر و نصب ديگرى تصميم گرفته‌اند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 232 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت