تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
را غارت كنند . آنها هم سرگرم غارت شدند از خونخواهى امراء خود بازماندند چون اين واقعه رخ داد خويشان و ياران مقتولين از او تنفر كردند و كينه او را در دل گرفتند تا آنكه در جنگ طبرستان او را ترك كردند و گريختند و او كشته شد و چون كشته شد اسفار بر ديار طبرستان و شهر رى و گرگان و قزوين و زنجان و ابهر و قم و كرخ مسلط و تابع امير خراسان ( سامانى ) گرديد . ( گويا كرخ اشتباه است و بايد كرج باشد - نه كرج نزديك طهران بلكه كرج اراك كه به كرج ابو دلف معروف بود . معرب كره رود و كرخ طرف غربى بغداد است و در اين نواحى مذكور محلى بنام كرخ نبوده ) . امير خراسان نصر سعيد بن احمد ( شهيد ) بود او ( اسفار ) در سارى اقامت گزيد و هارون بن بهرام را امير آمل نمود . هارون ميل داشت كه تابع ابو جعفر علوى باشد و بنام او خطبه بخواند . اسفار هم بيم داشت كه از ناحيه ابو جعفر ( علوى ) فتنه برپا شود . هارون را نزد خود احضار كرد و به او دستور داد كه همسرى از اعيان آمل اختيار كند و روز عقد ابو جعفر و علويان ديگر را براى انجام مراسم دعوت كند و خود اسفار روز جشن و حضور علويان را معين كرد . او هم بدستور او عمل كرد . اسفار با شتاب از سارى خارج و در وقت معين بآمل رسيد و ناگهان بر كاخ هارون هجوم برد و ابو جفر و ساير علويان را كه از بزرگان و اعيان بودند گرفت و بند كرد و سوى بخارا روانه نمود تا در فتنه ابو زكريا آزاد شدند كه بعد آن فتنه را شرح خواهيم و چون اسفار كار طبرستان را بسامان رسانيد شهر رى را قصد كرد . در آن جا ماكان بن كالى ( كاكى ) امير بود او بر شهر غلبه كرد و آنچه تابع طبرستان بود دوباره بطبرستان ملحق كرد مدتى در آنجا اقامت گزيد . اسفار خواست كه قلعه بلند الموت را بگيرد . آن قلعه بر يك كوه بلند در مرز ديلمان قرار داشت . مالك آن قلعه سياه چشم بن مالك ديلمى بود . معنى اين اسم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 223 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت