او بود .
مقتدر در نيمه ربيع الاول دستور بازداشت على بن عيسى وزير و برادرش عبد الرحمن را داد . ابو على بن مقله را بمقام وزارت منصوب كرد و خلعت پوشانيد .
ابو عبد اللّه بريد هم بسبب دوستى كه بابن مقله داشت او را مساعدت كرد .
بيان آغاز كار عبد اللّه بريدى و برادرانش
چون على بن عيسى بمقام وزارت رسيد ابو عبد اللّه بريدى املاك خاصه ( خالصه ) را با تعهد اداره ميكرد و برادرش ابو يوسف استيفاى ماليات « سرق » را بر عهده داشت .
على بن عيسى عمال و كارمندان ديوان را برگزيد و مرتب كرد و به كار گماشت و بريد را به همان حال گذاشت بريدى به او گفت تو به همه كار شايسته و مقام ارجمند دادى و من و برادرم را به حال سابق گذاشتى كه من متعهد املاك خالصه در اهواز باشم و برادرم فقط رئيس ماليه « سرق » باشد خداوند كسى را كه به اين حقارت قناعت كند لعنت فرمايد كوس من داراى صداى مهيب است و چند روز ديگر صداى آن به گوش خواهد رسيد ( كنايه از داشتن عده و نيرو است ) .
چون شنيد كه كار على بن عيسى پريشان شده برادر خود ابو الحسين را ببغداد خواند كه كارهاى اهواز را به او بسپارد تا اگر وزير ديگرى آيد بتواند از عايدات آن سامان به او رشوه دهد و مستقر گردد و چون ابو على بن مقله بمقام وزارت رسيد به او بيست هزار دينار داد كه تمام امور اهواز را به او بسپارد باستثناء شوش و جنديشاپور . ( او همچنين كرد ) « فراتيه » را هم بابى الحسين سپرد و خاصه ( خالصه را ) بابى يوسف برادر آنها ( ابو عبد اللّه و ابو الحسين ) سپرد كه ابو ايوب سمسار عهده دار تاديه مال باشد تا خود آنها بر كار خود كاملا مسلط شوند .
ابو على بابى عبد اللّه ( بريدى ) نوشت كه ابن ابى السلاسل را دستگير كند او شخصا بشوشتر رفت و او را گرفت و ده هزار دينار از وى دريافت كرد كه آن مبلغ را به حساب نياورد و نداد او ( عبد اللّه بريدى ) بسيار متهور بود و هرگز بعاقبت كار خود نمىانديشيد . ما وقايع و اخبار او را در آينده شرح خواهيم داد تا اندازهاى مكر و