يك دينار بدهد و مال را بايد در هجر بپردازند ( محل اقامت و امارت او ) .
ابو طاهر از رحبه سوى « رقه » لشكر كشيد . اتباع او وارد ميدان شدند و عده سى تن از مردم را كشتند .
اهالى رقه به يارى اهالى ميدان شتاب كردند و از قرمطيان عدهء را كشتند ابو طاهر مدت سه روز با اهالى « رقه » جنگ كرد و آن در تاريخ ربيع الاخر بود .
پس از آن قرمطيان چند گروه به اطراف فرستادند . « راس عين » و « كفرتوثا » را قصد كردند و اهالى امان خواستند و به آنها دادند . قرمطيان از آنجا به « سنجار » ( كردنشين ) لشكر كشيدند و كوهستان را غارت كردند و باز سنجار را محاصره و تهديد كردند و اهالى شهر امان خواستند و به آنها امان دادند .
در آن هنگام مونس بموصل رسيده بود كه شنيد قرمطيان « رقه » را قصد كردهاند او هم سوى « رقه » شتاب كرد . ابو طاهر از « رقه » منصرف و رحبه را قصد كرد .
مونس به شهر « رقه » رسيد . قرمطيان سوى « هيبت » لشكر كشيدند اهالى شهر ديوار و حصار را محكم و استوار كرده بودند جنگ و دفاع را آغاز كردند و قرمطيان نا اميد شده سوى كوفه رفتند « بنداد » شنيد و هارون بن غريب و بنى بن نفيس ( بنى بتصغير ) و نصر الحاجب را براى دفاع از كوفه فرستاد .
خيل قرمطيان به محل « قصر ابن هبيره » رسيد و عدهء را در آنجا كشتند . نصر - حاجب در عرض راه دچار تب شديد شد ولى سرسختى كرد و سير خود را ادامه داد .
چون قرمطيان نزديك شدند نصر طاقت جنگ و استقامت نداشت احمد بن كيغلغ را جانشين خود نمود مرض او شدت يافت و زبانش بند آمد او را ببغداد برگردانيدند كه نرسيده درگذشت و آن در آخر ماه رمضان بود .
هارون بن غريب بجاى او امير لشكر شد . و فرزندش احمد بن نصر حاجب و دربان خليفه شد ( جاى پدر ) . قرمطيان راه بيابان را گرفتند و هارون با لشكر خود ببغداد بازگشت و آن در تاريخ بيست و دوم شوال بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 215
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٥