است و تجربه در وزارت ندارد و در خور آن نمىباشد . اما محمد بن خلف كه نادان و مشهور است و هيچ چيز نميداند صلاح در اين است كه با على بن عيسى مدارا شود .
پس از آن مونس نزد على بن عيسى رفت و او را متقاعد كرد ولى على بن عيسى گفت اگر تو در دربار اقامت ميكردى من قبول ميكردم و راضى ميشدم ولى تو ( كه مونس باشد ) عازم « رقه » و شام هستى . خبر اين گفتگو را ابو على بن مقله شنيد كوشيد كه مقام وزارت را احراز كند و اداء مبالغ هنگفت را تعهد كرد . مقتدر با نصر حاجب ( كه هنوز زنده بود ) مشورت كرد نصر بخليفه گفت : اما فضل بن فرات كه او در كار انشا و استيفا و فن وزارت و اداره امور و دانستن كار و طريق كامل و كافى و لايق است ولى ما ديروز عم او و پسر عم و داماد او را كشتيم و اموال خواهر و مادرش را ربوديم از اين گذشته خانواده فرات رافضى مىباشند كه بولايت على و اولاد على معتقد هستند .
اما ابو على بن مقله او هيبت و وقار و متانت ندارد كه در دل مردم اثر كند فاقد كفايت و تجربه و درايت است پس محمد بن خلف بايد باشد . مقتدر از آن راى و عقيده تنفر كرد زيرا ميدانست كه محمد بن خلف متهور و نادان است و نصر چون با او دوستى داشت به اختيار وى اصرار كرد ( قبل از اين بدوستى او اشاره شده بود ) .
ابن مقله شروع كرد بارسال هدايا و تحف براى نصر و نصر بمقتدر اشاره كرد كه او را بمقام وزارت منصوب كند و او كرد .
ابن مقله چون هجرى ( مقصود ابو طاهر قرمطى كه ساكن هجر بود ) بانبار نزديك شد او كسى را بانبار فرستاد و پنجاه كبوتر ( قاصد و نامه رسان ) به او داد كه اخبار را دم بدم برساند و او هميشه بابن مقله خبر ميداد و ابن مقله اخبار را بخليفه ميرسانيد اين عمل باعث انتخاب او بمقام وزارت گرديد زيرا نصر بخليفه گفت : اين نمونه كار ابن مقله است و حال اينكه در آن زمان موجبى نداشت كه او اين كار را انجام دهد پس اگر وزير شود بطريق اولى اين قبيل كارهاى سودمند را انجام خواهد داد . ابن مكى از بزرگترين و بهترين اسباب و عوامل وزارت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٧