تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
كرد روبرو شدند . او رئيس كردان آن سامان بود و صاحب دژى معروف بقلعه جعفرى بود نامش و و از اسلام مرتد شده و بروميان گرويده بود . پادشاه روم به او نيكى كرده و انعام داده و در دژ خود مستقر كرده بود چون مسلمين از جنگ بازگشتند اتباع او را كشتند و خود او را اسير كردند و همراه خود بردند . در ماه صفر سال جارى مهدى علوى پادشاه افريقا فرزند خود ابو القاسم را با سپاهى عظيم از شهر مهديه به محل « سيب » محمد بن خرز زناتى فرستاد . علت اين بود كه محمد مذكور بر لشكر كتامه پيروز شد و بسيارى از سپاهيان كتامه را كشته بود كه اين كار براى مهدى بسى ناگوار بود كه فرزندش را براى انتقام فرستاد . چون لشكر كشيد ( ابو القاسم ) دشمنان پراكنده و ناتوان شدند و او تا پشت « تاهرت » لشكر كشيد . چون از آن سفر بازگشت با نيزه خود احداث شهرى بنام محمديه رسم نمود و بر زمين خط كشيد . آن شهر « مسيله » است كه مسكن بنى كملان بود آنها را از آن محل اخراج و به محل « فحص قيروان » فرستاد و از آنها انتظار مهر و وفا داشت . بدين سبب آنها را به خود نزديك كرد و آنها اتباع ابو يزيد خارجى بودند . بسيارى از مردم به شهر محمديه نقل مكان كردند . او ( ابو القاسم فرزند مهدى ) به حاكم شهر دستور داد كه مقدار زيادى غله و طعام در انبار ذخيره و حفظ كند او هم كرد و آن غله و خواربار محفوظ ماند تا هنگام خروج و قيام ابو يزيد كه لقب او منصور بود . او از شهر محمديه خواربار دريافت مىكرد زيرا در آنجا محل ديگرى نبود كه غله و خوار و بار ذخيره داشته باشد .