شد و چهار صد اسير از آنها گرفت و همه را كشت .
دمستق ( سپهسالار روم ) با سپاهى عظيم سوى شهر « دبيل » لشكر كشيد . در آن شهر نصر سبكى با عده پادگان بحمايت شهر گماشته شده بود . دمستق گردونههاى جنگى همراه داشت ( مانند تانك امروز كه در عهد قديم به كار مىرفت ) منجنيق ( سنگ انداز مانند توپ كنونى ) مزراق ( آتش افروز و آتش افكن و نفط پاش ) كه آتش را ميريزد و دوازده تن آتش افكن هم داشت . كسى نتوانست در قبال آتش وى پايدارى كند زيرا آتش سوزان و محيط گرم و فروزان بود و اين نحو جنگ براى مسلمين بسيار سخت و طاقت فرسا بود . آتش انداز و سردسته مهاجمين با آتش سوزنده مردى دلير و ماهر و پيشتاز بود كه از همه دليرتر محسوب مىشد اتفاقا يكى از مسلمين او را هدف تير كرد و كشت . مسلمين از تهور و آسيب او آسوده شدند .
دمستق بر كرسى مىنشست و سپاه خود و اوضاع دفاع شهر را مراقبت مىكرد سپاه را فرمان حمله داد و اهالى شهر سخت دليرى و پايدارى كردند و او هم جنگ را ادامه داد تا آنكه سپاهيان او به ديوار و برج و باروى شهر رسيدند و چندين نقب زدند و اهالى شهر دم نقبها با آنها نبرد كردند و ايستادند و روميانى را كه رخنه يافته بودند كشتند كه عدهء مقتولين بالغ بر ده هزار مرد مهاجم گرديد .
مسلمين و پادگان شهر پيروز شدند و مهاجمين روم را به عقب راندند .
در ماه ذى القعده همان سال « ثمال » ( سردار مسلمين ) با همراهان خود از جنگ و غزاى صائفه ( ييلاق ) بسلامت بازگشت و بطرسوس رسيد .
در عرض راه با عدهء كثير از روميان تصادف و نبرد كردند و بر آنها پيروز شدند و بسيارى از روميان را كشتند و غنايم بىشمار بدست آوردند و بازگشتند .
از جمله غنايمى كه برده بودند سيصد هزار گاو و گوسفند بود كه بعضى را در بلاد روم كشتند و خوردند و بقيه را همراه خود آوردند . در عرض راه با مردى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 211
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١١