ديوار و حصار بنا كند او كرد و مبالغ خرج بنا بالغ بر چهارده هزار دينار ( زر ) گرديد .
ابتداء ظهور قرمطيان در بحرين چنين بود كه مردى بنام يحيى ابن مهدى « قطيف » را قصد كرد و بر مردى بنام على بن معلى بن حمدان غلام زياديان وارد شد . او كه ميزبان باشد . در مذهب تشيع مبالغه و افراط مىكرد . اين در تاريخ سنه دويست و هشتاد و يك بود يحيى كه مهمان او بود ادعا كرد كه رسول مهدى ( حضرت حجت ) است و او بشيعيان خود وعده قيام و ظهور داده و قريبا ظهور خواهد كرد .
على بن معلى بشيعيان قطيف پيغام داد كه آماده شوند . آنها را جمع كرد و نامه يحيى بن مهدى را كه ادعاى رسالت قائم منتظر را كرده بود براى آنها خواند شيعيان همه اجابت كردند و وعده دادند كه هر وقت ظهور واقع شود قيام و يارى و جهاد كنند على مذكور به اطراف بحرين هم پيغام را داد و يكى از اجابت كنندگان و متابعين ابو سعيد جنابى ( مذكور ) بود او به مردم خواربار مىفروخت و به حساب آنها مىنوشت .
يحيى بن مهدى كه ادعاى نمايندگى و نيابت حضرت قائم را مىكرد مدتى دور شد و غيبت نمود سپس دوباره بازگشت و از طرف امام غايب بشيعيان تكليف كرد كه هر يكى بايد شش دينار ( زر ) و دو ثلث دينار بيحيى بپردازند ( كه خود او باشد ) . او حامل يك نامه ديگر از طرف قائم غايب بود كه در آن نوشته : شيعيان من . رسول من يحيى بن مهدى حال و وضع شما و شتاب براى دعوت من از طرف شما را شرح و بيان كرد پس از آن مبلغ را به او بدهيد ! پس از آن باز مدتى يحيى بن مهدى دور شد و باز مراجعت كرد . اين بار نامهء ديگرى همراه خود آورده كه مضمون آن اعطاء خمس بيحيى بن مهدى رسول و نائب امام منتظر است . شيعيان منتظر امام قائم هم خمس را به او پرداختند او از آنجا نزد قبايل قيس رفت و چند نامه از طرف امام غايب به آنها داد و به آنها گفت :
من قريبا قيام و ظهور خواهم كرد و شما بايد آمادهء يارى من باشيد .
مردى از قرمطيان كه ابراهيم صائغ نام داشت روايت كرد كه : من نزد ابو سعيد جنابى بودم كه يحيى وارد شد . هر دو طعام تناول كردند و پس از فراغ از خوردن
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 13
مساهمون: ابن الأثير
ص١٣