راهزن تمام قافله را غارت كردند هر چه مال و مركب و كالاى بازرگانى كه با آن قافله حمل شده بود ربودند . بسيارى از زنان و كنيزان و غلامان را هم بردند ( در طبرى بانوان را هم بردند ) قيمت اموال غارت شده دو هزار هزار دينار بود ( دو مليون دينار زر ) در آن سال عمرو بن ليث ( صفار ) ايالت ما وراء النهر را بفرمان خليفه گرفت و دست اسماعيل بن احمد را ( سامانى ) از آن سامان كوتاه كرد .
در آن سال يك باد تند زرد رنگ بغبار زرد آلوده در كوفه وزيد و تا غروب ماند بعد تغيير رنگ داد و سياه شد . مردم پريشان و بيمناك شدند و تضرع و استغاثه نمودند . بعد باران سخت باريد و بانك رعد مخوف و شديد شنيده و برق هولانگيز پيوسته ديده مىشد . پس از آن در قريه احمد آباد سنگ سفيد و سياه باريد كه ميان هر سنگى طبق بود ( با تعجب و ترديد نقل شده ) از آن سنگها ببغداد حمل و فرستاده شد كه مردم عيانا مشاهده كردند .
در آن سال فاتك غلام معتضد سوى موصل رهسپار شد تا به كارهاى جزيره و مرزهاى شام و جزاير رسيدگى كند و به آنها سر و سامان بدهد اين امارت علاوه بر كارهاى بريد ( پست ) بود كه به عهده او بود .
در آن سال تند باد زرد رنگ ( آلوده بغبار زرد ) وزيد و بعد رنگ آن سبز و بعد سياه شد و باران شديد باريد كه مانند آن ديده نشده بود . تگرگ نازل شد كه وزن هر يك دانه صد و پنجاه درهم بود .
در آن سال خليل بن رمال در حلوان درگذشت . در آن سال معتضد ايالت آذربايجان را بابن ابى الساج سپرد و ارمنستان را هم بر آن اضافه كرد . او خود قبل از واگذارى آن تمرد و طغيان و هر دو سامان را گرفته بود . خليفه ناگزير براى او خلعت و فرمان فرستاد در آن سال راغب غلام موفق به قصد جنگ و غزا دريا را نورديد و بر دشمن پيروز شد و بسيارى كشتى گرفت و سه هزار اسير رومى كه در كشتىها بودند سر بريد و بسيارى از كشتىهاى دشمن را آتش زد و چند قلعه محكم را گشود و بسلامت خود و متابعين بازگشتند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 10
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠