تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥

بيان اغتشاش سيستان و برگشتن آن بطاعت احمد ابن اسماعيل سامانى

در آن سال امير ابو النصر احمد بن اسماعيل سامانى بسيستان لشكرى فرستاد كه دوباره آن را فتح و تصرف كند كه اهالى تمرد كرده بودند . سبب اين بود كه محمد بن هرمز معروف بمولاى صندلى خارجى مذهب ( از خوارج ) كه در بخارا اقامت گزيده بود و حال آنكه او از مردم سيستان بود او مرد بزرگ و محترم و پير بود . روزى نزد حسين بن على بن محمد عارض ( لشكر نويس ) رفت كه حقوق خود را دريافت كند . حسين عارض به او گفت : صلاح تو كه سالخورده هستى اين است كه بيك معبد اقامت و خداوند را عبادت كنى تا اجل تو برسد . ( يعنى در خور سپاه و جنگ نيستى و بايد باز نشسته شوى ) او سخت خشمگين شد و بسيستان رفت كه در آن هنگام والى آن سامان منصور بن اسحاق بود . او گروهى از خوارج را با خود همراه و براى صفاريان تبليغ و دعوت و در خفا با عمرو بن يعقوب بن محمد بن عمرو بن ليث صفار بيعت كرد . رئيس خوارج هم محمد بن عباس معروف بابن حفار كه بسيار قوى و دلير بود . آنها شوريدند و منصور بن اسحاق امير سيستان را گرفتند و بزندان ارك سپردند و براى ابن يعقوب ( صفار ) خطبه خواندند و سيستان را به او واگذار نمودند . چون امير احمد بن اسماعيل ( سامانى ) خبر شورش و تمرد را شنيد لشكرى بفرماندهى حسين بن على براى دومين بار سوى زرنج ( زرنك ) فرستاد كه آن را مدت نه ماه محاصره كرد و آن در سنه سيصد بود . روزى محمد بن هرمز صندلى بالاى ديوار و حصار شهر رفت و گفت : شما چه كار داريد بيك سالخورده كه شايسته هيچ چيز نيست جز معبد كه در آن عبادت كند مقصود او خاطر نشان كردن گفته عارض ( لشكر نويس ) در بخارا بود . بر حسب اتفاق صندلى ( رئيس خوارج ) مرد و عمرو بن يعقوب صفار و ابن حفار هر دو از حسين امان خواستند و منصور بن اسحاق را ترك كردند . حسين بن على نسبت