ابيض جعل كردند كه مردم را از گرويدن به آنها باز دارند . بيهوده سخن به اين درازى نيست و مؤلف هم به اين نكته استدلال كرده كه ابو عبد اللّه شيعى چرا براى خود اين كار را نخواست و براى يهودى زاده انجام داد ؟ اين دعوت عوامل بسيار قوى داشت و بزرگترين عامل آن تشيع بوده و تنها بقداح و فرزندان او منحصر نبوده بلكه هر جا كه شيعيان بودند بخاندان رسول ارادت ورزيدند چه در يمن و چه در شام و چه در مغرب و خراسان و قسمتى از تاريخ ايران به اين دعوت ارتباط كامل دارد كه حسن صباح و ناصر خسرو علوى و شيعيان در هر مكان به اين تاريخ و اين دعوت و مذهب ارتباط دارند و امروز پيشواى اسماعيليه كريم آقاخان يا داعى و رئيس بهره در هندوستان .
همچنين در بلاد ديگر به اين مذهب معتقد هستند . مذهب اسماعيلى و دولت فاطمى داراى يك تاريخ عظيم مىباشد و ما به اين اشاره اكتفا مىكنيم كه طعن ابو القاسم علوى و ديگران در نسب آنان ناشى از بيم بنى العباس از تسلط آنها و سلب خلافت بود كه ابو القاسم و ديگران حتى فقهاء و علماء را تطميع مىكردند كه افسانه يهودى زاده را جعل نمودند و اين بحث خارج از عهده ماست ) .
بيان غلبه ابو عبد اللّه بر افريقا و فرار زيادة اللّه امير آن ديار
ما پيش ازين احوال ابو عبد اللّه را شرح داديم و چون زيادة اللّه ديد كه ابو عبد اللّه بر كشور ( مغرب ) غلبه يافته و شهر « ميله » و شهر « سطيف » و ديگر شهرها را گشوده شروع بجمع و تجهيز سپاه نمود و اموال بسيار داد و لشكرهاى عظيم گرد خود جمع كرد . ابراهيم بن خنيش كه از خويشان او بود بر او وارد شد ولى او فن جنگ را نمىدانست . عده سپاه او بالغ بر چهل هزار سوار گرديد مال و سپاه بسيار گرد آورد و در افريقا يك دلير نگذاشت كه همراه خود نبرده باشد آنگاه لشكر كشيد كه مانند همان عده بر سپاه او افزوده شد چون به شهر « قسطينة الهواء » رسيد كه آن شهر كهن و بسيار محكم بود در آنجا لشكر زد و اقامت نمود . بسيارى از اهالى كتامه كه مطيع ابو عبد اللّه نبودند به او پيوستند . او در عرض راه بسيارى از اتباع ابو عبد اللّه را