ابراهيم بن مخلد بن محمد بن عرفه از بنى هاشم روايت مىكند كه از مهتدى يك سبد بدست آوردند كه در آن جبه پشمين و عبا و كلاه بوده كه آنها را شب مىپوشيد و نماز مىخواند و مىگفت : بنى العباس شرم ندارند كه ميان آنها مانند عمر بن عبد العزيز نباشد ؟ او عيش و نوش و طرب و خوشگذرانى و آواز را حرام و ترك و كارمندان دولت را از ستم منع كرده بود خداوند او را بيامرزاد و از او خشنود باشد .
بيان خلافت معتمد على اللّه
چون مهتدى را گرفتند و بزندان سپردند ابو العباس بن متوكل را حاضر كردند . او معروف بابن فتيان بود و در كوشك باز داشت شده بود ، مردم با او بيعت كردند تركان هم بيعت كردند و بموسى بن بغا نوشتند كه در خانقين بود او بسامرا رفت و با او بيعت كرد و به او لقب المعتمد على اللّه دادند .
مهتدى هم در گذشت مردم هم آسوده و آرام شدند . عبيد اللّه بن يحيى بن خاقان را براى وزارت برگزيد .
بيان اخبار صاحب الزنج
در آن سال جعلان را ( با سپاه ) براى جنگ صاحب الزنج كه در بصره بود فرستادند . چون به شهر بصره رسيد در محلى لشكر زد كه فاصله ميان او و صاحب الزنج يك فرسنگ بود . گرداگرد سپاه خود خندق ( كنده ) كند و در آنجا مدت شش ماه ماند .
زينبى و بنى هاشم و كسانى را براى جنگ مىفرستاد كه چابك و آماده نبرد بودند . روزى را هم براى مقابله معلوم كرد و همان كسان را فرستاد كه تير اندازى كردند يا سنگ با فلاخن انداختند . جعلان هم راه و رخنه براى جنگ با او پيدا نمىكرد كه سواران را بكارزار وادار كند و اغلب سپاه او سوار بودند . چون مدت