شد كه سپاهيان فرغانه كه اين عزت و مرتبت را يافتهاند بسبب خوارى سالاران ترك بوده . تركان كاخ را بدرود گفتند و نزد سالاران خود رفتند و كاخ در دست سربازان فرغانه و مغربيان ماند . علاوه بر آن تركان باى بيك را ( كه كشته شده بود ) مطالبه كردند . مهتدى هم جريان را بسپاهيان فرغانه و مغربيان گفت و پرسيد كه اگر داراى نيروى كافى هستيد ما با آنها نبرد خواهيم كرد و گر نه آنها را راضى خواهيم كرد قبل از اينكه كار دشوار شود . سپاهيان مزبور ادعا كردند كه مىتوانند كار را پيش ببرند و برترى يابند . مهتدى آنها را از كاخ بيرون كشيد كه عدهء آنان شش هزار بود . هزار سپاهى ترك ميان آنها بود كه اتباع صالح بن وصيف بودند چون مقابله رخ داد اتباع صالح كه ترك بودند گريختند . يك كمين ترك هم بر آنها حمله كرد سپاهيان مهتدى منهزم شدند چنان كه شرح آن گذشت .
بعد مهتدى به خانه احمد بن جميل رفت و در نبرد با نيزه مجروح شده بود تركان او را گرفتند و بخلع خود تكليف كردند او خوددارى كرد . روز چهار شنبه بر اثر همان زخم درگذشت و جنازه او را بيرون كشيدند جعفر بن عبد الواحد بر او نماز خواند ( قبل از اين مرگ او را با لگد نوشته بوديم ) . پيش از مرگ انگشتهاى دست و پاى او را بريده بودند كه بر اثر جراحت ورم كرد و مرد . سن او سى و هشت سال بود . پيشانى او عريض گندمگون شانههاى او پهن و شكم او بزرگ و ريش او بلند بود در محل « قاطول » متولد شد .
بيان رفتار و كردار مهتدى
مهتدى بهترين خلفاء از حيث مذهب و طريقت و رفتار بود و بيشتر از همه زهد و تقوى و عبادت داشت .
عبد اللّه بن ابراهيم اسكافى گويد : مهتدى براى استماع شكايات مردم نشست .
مردى از فرزند او تظلم كرد دستور داد فرزندش را احضار كنند او را احضار كردند .
واداشت كه بايستد و با مدعى يكسان باشد . او هم ايستاد . مدعى گفت : به خدا اى