و بر مىگردانم و محبت شما را مغتنم مىشمارم بخواست خداوند آنها نامه او را خواند و درخواست كردند كه تمام كارها عام و خاص در دست امير المؤمنين باشد هيچ كس بر او اعتراض نكند . رسوم آنها هم به وضع زمان مستعين برگردد كه هر نه تن سرباز تابع يك عريف ( ده باشى ) باشند و براى هر پنجاه سرباز يك خليفه و هر صد سرباز يك قائد . نام زنان و پيوستگان از دفتر سربازان ساقط و حذف شود و هيچ سربازى ( مولى - غلام ) از مال و حق خود چيزى ندهند و ملزم نشود كه مال خود را بكاهد . ارزاق و عطاء آنها در هر دو ماه پرداخت شود ( چندين ماه تأخير نشود ) . واگذارى املاك بجاى نقد باطل شود و از بين برود .
سپس گفتند : آنها بدر كاخ خليفه خواهند رفت تا خود او حاجت آنان را برآورد و اگر بشنوند كه كسى بخليفه اعتراض كند سر او را با شمشير خواهند گرفت . يا اينكه اگر از سر او يك مو كنده شود بجاى آن سر موسى بن بغا و باى بيك و باجور و ديگران را خواهند بريد . اين مطالب را نوشتند و نوشته را بابى القاسم ( برادر خليفه ) دادند و خود از آنجا به شهر سامرا داخل شدند . سالاران و فرماندهان سخت نگران شدند . مهتدى هم براى استماع شكايت و تظلم مردم نشسته بود . فقهاء و قضات هم نزد او بودند . فرماندهان هم هر يكى در وظيفه و مرتبت خود بودند ابو القاسم داخل شد و نامه را داد . نامه را براى سالاران خواند ولى يك خواندن ظاهرى و بدون توجه . ميان سالاران موسى ( بن بغا ) بود . خليفه جواب نامه را به خط خود نوشت و هر چه خواسته بودند اجابت و قبول كرد و پاسخ را ببرادر خود ابو القاسم داد .
ابو القاسم بموسى بن بغا و باى بيك و محمد بن بغا گفت : شما هم نمايندگانى نزد آنها بفرستيد و عذر بخواهيد . آنها هم نماينده فرستادند . همه به محل تركان رسيدند . عدهء تركان تقريبا هزار سوار و سه هزار پياده بود . رسيدن آنها در تاريخ پنجم ماه صفر واقع شد . ابو القاسم نامه را داد و گفت : امير المؤمنين مطالب شما را انجام مىدهد و هر چه خواستيد پاسخ قبول داد . اينها هم نماينده سالاران شما
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 86
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٦