تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
كم بود ناگاه مال از پارس رسيد كه مقدار آن ده هزار هزار و پانصد هزار درهم بود در آخر محرم شايع شد كه آن قوم تصميم گرفتند كه مهتدى را خلع كنند و بكشند او را بستوه آوردند شبنامه نوشتند و در راه پخش كردند يا در مساجد انداختند كه مضمون آن اين است : اى مسلمين براى خليفه عادل خود دعا كنيد او در عدالت گسترى مانند عمر بن الخطاب است خداوند او را بر دشمن خود غالب و پيروز فرمايد و از ستم ظالم مصون بدارد و نعمت او را تكميل كند كه اين ملت بنعمت بقاء او تمتع نمايد زيرا تركان او را مجبور كرده‌اند كه خود را خلع كند او چند روز است كه تحت شكنجه تركان است درود خداوند بر محمد باد . روز چهارشنبه چهار روز از ماه صفر گذشته موالى ( تركان ) در محل كرخ و دور ( خانه‌ها ) جنبيدند و بمهتدى پيغام دادند كه يكى از برادران خود را نزد آنها بفرستد كه نامه خود را به او بدهند تا برساند . او هم برادر خود ابو القاسم عبد اللّه را فرستاد . به او گفتند كه ما مطيع و فرمانبردار هستيم ولى موسى بن بغا و باى بيك و گروهى ديگر بر خلع او اصرار مىكنند ولى ما حاضر هستيم كه خون خود را در راه او بريزيم . از تاخير حقوق خود هم شكايت كردند و گفتند ماليات و رسوم تيول و املاكى كه به آنها واگذار شده بسيار سنگين است كه بايد بسالاران و فرماندهان خود بدهند و از فزونى باج و خراج كه برؤساء خود مىپردازند شكايت كردند و زنان و پيوستگان آنها هم فزون شده و قادر بر ادارهء زندگانى آنها نمىباشند . تمام مطالب و شكايات خود را نوشتند و به او دادند كه نامه آنها را بمهتدى برساند . مهتدى هم به خط خود پاسخ داد كه من نامه شما را خواندم و همه چيز را دانستم و از فرمانبردارى شما بسيار خرسند شدم خداوند اجر و پاداش بشما عطا فرمايد . اما نيازمندى و تنگدستى شما كه براى من بسيار ناگوار است به خدا قسم صلاح من اصلاح كار و انجام كار شماست . من نمىخورم و نمىنوشم و بفرزندان خود چيزى جز قوت لا يموت و ستر عورت نمىدهم و شما مىدانيد اموالى كه براى من رسيده چه مقدار است و كجاست . اما تيول و باج و خراج شما : من رسيدگى مىكنم و همه را به مصرف شما مىرسانم