تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
زيرا فتنه تركان بر پا شده بود و اميدوار بود موسى بن بغا قبل از گرفتارى فرزندش برسد . موسى تصميم گرفت كه بازگردد بمفلح هم نوشت كه از طبرستان برگردد و در رى او به او ملحق شود . نامهء موسى هنگامى بمفلح رسيد كه او حسن بن زيد علوى را در ديلمان دنبال ميكرد . چون نامه موسى به او رسيد او بازگشت . مردمى كه از دست حسن از طبرستان و خانه‌هاى خود گريخته بودند نزد مفلح رفتند و از او خواستند كه او بماند تا آنها به خانه خود برگردند . از او پرسيدند : علت بازگشت او چيست ؟ او خبر داد كه نامه امير رسيده ولى موسى نتوانست از رى خارج شود و وسايل عودت او ميسر نشد تا آنكه خبر قتل معتز بيعت و مهتدى رسيد او هم با مهتدى بيعت كرد . پس از آن موالى ( تركان و سپاهيان ديگر از چاكران و بندگان ) بر صالح بن وصيف رشك بردند زيرا شنيدند كه او اموال حاشيه و منشيان و كارمندان ديوان و اسباب و اموال معتز را برده و بر سپاهيان مقيم سامرا حسد بردند كه ثروت بدست آورده بودند . موسى بن بغا را وادار كردند كه باز گردد در آن هنگام مفلح هم رسيد او از رى خارج شد ناگاه نامهء مهتدى به او رسيد كه دستور داده به شهر رى بازگردد و آن حدود را نگهدارد او قبول نكرد . مهتدى دو شخص از بنى هاشم بنمايندگى خود نزد موسى بن بغا فرستاد كه به او خبر بدهند كه سامرا دچار بحران اقتصادى شده و از غلبه علويان در طبرستان و رى بيمناك است . باز او نشنيد . صالح بن وصيف عدم قبول او را در يك نحو تمرد پر خطر دانست و مهتدى را از عاقبت كار تخويف مىكرد و خود را از عصيان او كنار كشيده كه از عاقبت كار برى خواهد بود و چون موالى ( سپاه موسى ) اصرار نمايندگان را ديدند خواستند آنها را بكشند . موسى هم عذر خواست كه سپاهيان قبول نمىكنند و تا بدربار نرسد همراهان او متقاعد نخواهد شد و نمايندگان را گواه خود نمود كه اگر بخواهد بر خلاف رأى سپاهيان باز گردد او را مىكشند . عده از سران سپاه را هم با نمايندگان همراه كرد و بسير خود ادامه داد . در سنهء دويست و پنجاه و شش وارد شهر سامراء شد .