تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
با صداى بلند صالح بن وصيف را نفرين مىكرد و مىگفت : خداوندا صالح را رسوا كن كه مرا رسوا كرد و فرزندم را كشت و پرده مرا دريد و مال مرا گرفت و مرا از شهر خود تبعيد كرد و عفت مرا ربود و مرتكب عمل زشت نسبت بناموس من شد و آنگاه در مكه اقامت گزيد . متوكل او را قبيحه لقب داده بود زيرا بسيار زيبا بود ( بر عكس حسنه ) چنان كه سياه را كافور گويند ( بر عكس نهند نام زنگى كافور ) . مادر مهتدى زن مستعين شده بود چون مستعين را كشتند معتز او را در كاخ رصافه بازداشت تا در آنجا مرد و آن پيش از خلافت مهتدى بود . چون مهتدى بخلافت رسيد گفت : من مادر ندارم كه هر سال ده هزار دينار عايدى حاصل به او بدهم كه خرج كنيز و خادم كند . من فقط قوت براى خود و فرزندان خود ميخواهم و اگر اضافه بر آن بخواهم براى برادرانم خواهد بود كه سخت تنگدست و دچار عسرت هستند .

بيان قتل احمد بن اسرائيل و ابى نوح

در آن سال احمد بن اسرائيل كشته شد كه صالح او را شكنجه داده و اموال وى را ربوده بود . مال حسن بن مخلد را هم گرفت . بعد احمد بن اسرائيل و ابو نوح را دستور داد به قصد كشتن تازيانه بزنند . هر يكى را پانصد تازيانه زد و كشت . هر دو را به خاك سپردند . حسن بن مخلد زنده ماند . چون مهتدى خبر قتل آن دو شخص را شنيد گفت : آيا كيفر ديگرى جز تازيانه نيست . ممكن نبود آنها را بزندان بسپارند ؟
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
و اين آيه را تكرار كرد .

بيان امارت سليمان بن عبد الله در بغداد و شورش سپاهيان و عوام

در ماه رمضان تمام مردم بغداد باتفاق سپاهيان ضد محمد بن اوس بلخى شوريدند .