و ما كان قدر ابن مارية * فتكسب فيه الحروب الديونا
و لكن دليل سعى سعيه * فاجرى الإله بها العالمينا
فحل ببغداد قبل الشروق * فحل بها منه ما يكرهونا
فليت السفينة لم تاتنا * و غرقها اللّه و الراكبينا
و اقبلت الترك و المعربون * و جاء الفراغنه الدارعونا
تسبر كراديسهم فى السلاح * يرجون خيلا و رجلا بنينا
فقام بحر بهم عالم * بامر الحروب تولاه حينا
فجدد سورا على الجانبين * حتى احاطهم اجمعينا
و احكم ابوابها المصمتات * على السور يحمى بها المستعيبنا
و عبا مجانيق خطارة * تفت النفوس و تحمى العرينا
مردم هم مانع شدند كه تركان سوى بغداد بروند . ناخدائى كه كشتى خود را بتركان بكرايه داده بود گرفتند و كشتند و بر دكل كشتى آويختند ( تا كشتى بانان عبرت گيرند و كشتىهاى خود را به آنها كرايه ندهند و آنها نروند ) . كشتىبانان كه اسير تركان بودند از حمل آنها خوددارى كردند .
روز پنجم ماه محرم مستعين ببغداد رسيد و در خانه محمد بن عبد اللّه بن طاهر آرام گرفت . سران سپاه همه سوى بغداد رفتند جز جعفر خياط و سليمان بن يحيى بن معاذ اغلب منشيان و نويسندگان ديوان هم بغداد را قصد نمودند . همچنين رجال دولت و امراء و بنى هاشم و گروهى از اتباع بغا و وصيف .
بيان بيعت معتز
در آن سال بيعت معتز انجام گرفت . علت اين بود كه چون مستعين در بغداد مستقر گرديد گروهى از سرداران فتنهجويان ترك نزد او رفتند و بر پاى او افتادند و كمربندهاى خود را علامت بندگى و خوارى به گردن خود انداختن و عفو و گذشت خواستند مستعين به آنها گفت شما غارتگر و فتنه جو و مفسد هستيد . قدر