تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣

آغاز سنه دويست و پنجاه و يك

بيان وفات باغر ترك

در آن سال وصيف ( كه بر خليفه مسلط بود ) باغر ترك را كشت علت اين بود : باغر يكى از كشندگان متوكل بود بر مراتب و حقوق او افزوده و چندين ملك خالصه به او داده شده بود . از جمله چندين قريه در پيرامون كوفه . مردى از اهالى باروسما آنها را به دو هزار دينار اجازه و تعهد كرده بود . مردى بنام ابن ماريه با مباشر يا مستاجر مذكور مخالفت كرد و مباشر باغر او را گرفت و بزندان افكند . و علاوه بر زندان بزنجير كشيد . پس از رهائى سوى سامراء ( پايتخت ) روانه شد و نزد دليل بن يعقوب نصرانى ( مسيحى ) رفت كه او مباشر بغاى شرابى و صاحب اختيار بلكه حاكم مطلق در تمام شئون مملكت بود . ابن ماريه دوست او بود كه به او شكايت نمود . باغر يكى از سرداران بغا بود . دليل ( مباشر بغا ) او را از ستم و تعدى نسبت بابن ماريه نهى كرد و خواست حق او را بگيرد . باغر بر دليل خشم گرفت . باغر دلير بود و بغا از او مىترسيد همچنين ديگران از او بيم داشتند . روزى از روزهاى ماه ذى الحجه سنه دويست و پنجاه با حال مستى نزد بغا رفت و بغا در حمام بود . باغر گفت : هر كسى كه دليل را بكشد ( مقصود دليل مباشر ) بقصاص او كشته مىشود ( قصد قتل دليل را داشت و بغا كه در
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 3 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت