تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
معالجه مىكردند . چون بيمارى او شدت يافت به تمام نمايندگان و مباشرين و حكام و عمال خود نوشت كه كارهاى خود را ببرادرش عبيد اللّه ( بن عبد اللّه ) بن طاهر واگذار كنند . پس از مرگ او فرزندش طاهر با برادرش عبيد اللّه سر نماز بر نعش او اختلاف و ستيز نمودند و بالاخره طاهر غلبه كرد و بر او نماز خواند . اتباع طاهر با اتباع عبيد اللّه هم بستيز مبادرت كردند و شمشيرها را آختند و بر يك ديگر سنگ انداختند و عوام به طرف طاهر متمايل شدند . عبيد اللّه هم از رود ( دجله ) گذشت و به خانه خود در جانب غربى رفت . فرماندهان و سران سپاه هم به او ملحق شدند زيرا محمد وصيت كرده بود كه كار آنها با برادرش خواهد بود . معتز هم براى عبيد اللّه خلعت فرستاد و پنجاه هزار درهم بحامل خلعت داد .

بيان فتنه در اطراف موصل

در آن سال جنگى ميان سليمان بن عمران ازدى و قبيلهء عنزه رخ داد . سبب اين بود كه سليمان يك محل در مرز خريدارى كرد . شخصى از عنزه برهونه نام حق « شفعه » از او مطالبه كرد او اعتنا نكرد . برهونه قبيله عنزه را قصد كرد آنها در « زابين » اقامت داشتند از آنها مساعدت و يارى خواست كه حق او را بگيرند . همچنين بنى شيبان به آنها پناه برد و يارى خواست . دو قبيله تجمع و اطراف را غارت كردند و خيلى افراط و تندروى نمودند . سليمان هم عده خود را در موصل جمع و از « زاب » گذشت و جنگ را آغاز كرد . نبرد بسيار سختى روى داد و عده كشته شدند و سليمان پيروز شد . از آن دو قبيله عده بسيار كشته و كشتار عظيمى واقع شد و سر مقتولين را بموصل بردند كه بيش از دويست سر بود . حفص بن عمرو باهلى يك قصيده سرود كه واقعه خونين را در آن شرح داد اول آن چنين بود :
شهدت موافقنا نزار فاحدت * كرات كل سميذع قمقام