كذبتم و بيت الله لا تاخذونها * مراغمة مادام للسيف قائم
و لا صلح حتى تفزع البيض بالقنا * و يضرب بالبيض الخفاف الجماجم
يعنى : دروغ گفتيد . قسم به خانه خدا شما آن را به زور نخواهيد گرفت ( مراغمه بر رغم ) تا شمشير دسته داشته باشد .
صلح هم نخواهد بود مگر آنكه شمشير بنيزهها زده شود و با شمشيرهاى سبك و تيز كلهها افتد .
از هم جدا شدند در حالى كه هر يكى نسبت به ديگرى كينه در دل داشتند .
جباب باز عدهء بعنوان نماينده در آن دو قريه فرستاد . محمد هم عده جمع كرد و آماده كارزار گرديد . باز ميان آنها را گرفتند و آشتى دادند . حباب گفت :
اگر با محمد چهار تن همراه بودند هرگز تن به صلح نمىداد . محمد شنيد و خشمگين گرديد و دوباره عده جمع كرد و بر ياران و جنگجويان افزود و بجنگ حباب مبادرت كرد حباب بدون اينكه آماده كارزار شود بمقابله او شتاب كرد . فرزندش با گروهى از ياران همراه او بودند . جنگ واقع و حباب و فرزندش كشته شدند و آن در تاريخ ذى القعده همان سال بود .
بيان حوادث
در آن سال ابو احمد ( برادر معتز خليفه و سپهسالار او ) به شهر بصره تبعيد شد و باز او را به شهر بغداد برگردانيدند . در غرب بغداد و در كاخ دينار بازداشت شد .
على بن معتصم نيز بواسط تبعيد شد و باز او را ببغداد منتقل نمودند .
در آن سال مزاحم بن خاقان درگذشت . مرگ او در مصر در ماه ذى الحجه بود .
عبد الله بن محمد بن سليمان زينبى امير الحاج شد .
در آن سال محمد بن معاذ از ناحيه ملطيه جنگ و غزا نمود ولى خود او اسير شد .