سنه دويست و پنجاه و سه
بيان گرفتن كرج از ابو دلف
در آن سال در ماه رجب معتز ( خليفه ) بلاد جبل ( لرستان و كردستان ) را بموسى بن بغاى كبير واگذار كرد . او مفلح را از طرف خود به آن سرزمين فرستاد .
چون نزديك همدان رسيد عبد العزيز بن ابى دلف با عده بيست هزار از اوباش و جنگجويان متفرقه بمقابله او پرداخت جنگ واقع شد و اتباع عبد العزيز گريختند و بسيارى از اتباع او كشته شدند .
در ماه رمضان باز مفلح سوى كرج لشكر كشيد دو كمين در دو كمينگاه پنهان و آماده كرد .
عبد العزيز لشكرى فرستاد كه عدهء آن بالغ بر چهار هزار بود . مفلح جنگ را آغاز كرد و دو كمين از كمينگاه خارج شدند و اتباع عبد العزيز را ميان گرفتند آنها را كشتند و پراكنده كردند چون عبد العزيز رسيد و ديد عده او مىگريزند خود هم گريخت و كرج را براى دشمن گذاشت خود بقلعه « زر » پناه برد و مفلح وارد كرج شد خانواده و مادر عبد العزيز را اسير كرد . ( ابو دلف عجلى كه عبد العزيز فرزند او بود يكى از بزرگترين امراء شيعه محسوب مىشد و ابو مسلم اصفهانى فريدنى كه شهرت خراسانى داشت غلام اعمام و خاندان اجداد ابو دلف بود . كرج هم غير از كرج كنونى بود . معرب كره و اكنون كره رود در پيرامون اراك معروف است و كرج هم در آنجا بود كه ابو دلف و اباء او مالك آن بودند و زلف آباد امروز بايد دلف آباد باشد كه بنام ابو دلف معروف شده ) .
بيان قتل وصيف
در آن سال وصيف كشته شد . علت قتل او اين بود كه تركان و اهالى « فرغانه »