ميخواهد بفرستد و آشكار بفرستد و او هم مال را علنا تقسيم كند و با او مساعدت هم خواهد شد .
ابو طلحه منصور بن مسلم در زندان معتضد درگذشت .
در آن سال كنيزى بنام شغب كه بمعتضد تعلق داشت فرزندى براى معتضد زائيد كه نامش را جعفر گذاشتند كه بعد مقتدر ( خليفه ) شد .
در آن سال خمارويه بن احمد بن طولون كشته شد . يكى از غلامان او را در بستر خواب سر بريد و آن در تاريخ ذى الحجه و در شهر دمشق بود از غلامان او كه متهم بقتل او بودند بيشتر از بيست تن بقصاص و انتقام كشته شدند . سبب قتل او اين بود كه يكى به او خبر داد هر يكى از كنيزان حرم با يكى از غلامان رابطه دارند كه غلامان اخته بودند و آنها همان اختهها را به خود اختصاص دادهاند كه مانند جفت با آنها تماس مىگرفتند و نيز به او گفت : اگر بخواهى براى تو مسلم شود يكى از كنيزان را احضار كن و تازيانه بزن تا اقرار كند . او همان وقت بنايب خود در امارت مصر نوشت كه يكى از كنيزان را بفرستد تا او بر وضع و حال سايرين آگاه شود .
روى همان اقدام غلامان از آشكار شدن راز خود بيمناك شدند تصميم گرفتند او را بكشند آنها خواص و خادم و محافظ او بودند . شبانه او را سر بريدند و گريختند .
چون او كشته شد سران سپاه و سالاران جمع شدند و فرزندش « جيش » بن خمارويه را بجانشينى پدر امير نمودند . او بزرگترين فرزند خمارويه بود كه خردسال و بىتجربه بود . مال را ميان سران سپاه تقسيم كرد .
( خمارويه بطوريكه اشاره كرديم همارويه ايرانى بود . كمتر كسى باندازهء او سلطنت و عظمت و ثروت يافت . او شيرى براى محافظت خود تربيت كرده بود و چون كشته شد گفته شد آن شير كجا بود كه نگهبانى كند ) .
عثمان بن سعيد بن خالد ابو سعيد دارى شافعى درگذشت . او فقه را از بويطى يار شافعى و ادب را از ابن اعرابى آموخت . همچنين ابو حنيفه دينورى لغوى مؤلف كتاب « نبات » و كتب ديگر . حارث بن ابى اسامه كه داراى كتاب مسند ( در حديث )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٠٨