سنه دويست و هشتاد و دو
بيان نوروز معتضدى
در آن سال معتضد دستور داد كه بخش نامه به تمام اقطار كشور صادر شود كه نوروز را در يازدهم ماه « حزيران » مقرر كنند و نوروز عجمى ( ايرانى ) را نوروز معتضدى بنامند . بخش نامهها از شهر موصل به همه جا صادر شد زيرا معتضد در آن زمان در موصل اقامت نموده بود او در اين تغيير و تبديل رفاه مردم را منظور داشت زيرا خراج را هميشه در نوروز ايرانى مىگرفتند و با حال و وضع مردم تطبيق نمىشد . ( ولى اين كار دوام نداشت و نوروز ايرانى بر رغم تمام عوامل باز به حال خود برگشت و تا كنون در بلاد عرب نوروز همان نوروز ايرانى اول فروردين مىباشد .
در اين باره اشعار بسيار گفته شد كه نقل آنها موجب تطويل است ) .
بيان لشكر كشى براى سركوبى حمدان و فرار او و بازگشتن و اطاعت كردن
در آن سال معتضد باسحاق بن ايوب و حمدان بن حمدون نامه نوشت . او در آن زمان در موصل بود دستور داد كه هر دو نزد او حاضر شوند . اسحاق با شتاب حاضر شد ولى حمدان در قلاع خود تحصن و تمرد نمود . معتضد براى سركوبى او لشكرها فرستاد و فرماندهى آنها را بوصيف موشگير ( فارسى ) و نصر قشورى و ديگر سالاران واگذار كرد . لشكرها با حسن بن على كوره ( فارسى ) مقابله كردند او و يارانش در محل معروف ( بدير الزعفران ) در موصل تحصن نمود . در آن هنگام حسين بن حمدان بن حمدون رسيد و ديد مقدمه لشكر رسيده امان خواست به او امان