در آن سال آبهاى شهر رى خشك شد و بهاى قيمت آب در رى و طبرستان هر سه رطل بيك درهم رسيد و خواربار گران شد .
در شوال ماه دچار خسوف شد . ظلمت بر اهالى « دبيل » چيره شد و مدتى تاريكى دوام يافت . هنگام عصر يك تند باد سياه ( مقصود حامل غبار سياه ) وزيد .
( گويا در تعبير اشتباه شد و مقصود كسوف آفتاب است زيرا مؤلف نوشته قمر دچار كسوف شده و كسوف براى آفتاب و خسوف براى قمر است و اگر شب تاريك شود جاى تعجب نيست بلكه ظلمت روز موجب شگفت است و اين ظلمت تا عصر دوام يافت مسلما مقصود كسوف آفتاب است نه خسوف قمر ) نيمه شب هم زلزله رخ داد و شهر ويران شد و از خانهها جز صد خانه چيزى نماند و باز پنجاه بار زمين لرزه واقع شد . از زير آوار صد و پنجاه هزار نعش بيرون آوردند كه همه مرده بودند .
ابو بكر بن محمد بن هارون بن اسحاق معروف بابن ترنجه امير الحاج شد .
محمد بن اسماعيل بن يوسف ابو اسماعيل ترمذى در ماه رمضان سال جارى درگذشت . او داراى چندين تأليف و تصنيف خوب بوده . احمد بن سيار بن ايوب فقيه مروزى كه عالم و زاهد بود و ابو جعفر احمد بن عمران فقيه حنفى در مصر وفات يافتند .
سنه دويست و هشتاد و يك
بيان رفتن معتضد سوى ماردين و تملك آن
در آن سال معتضد براى دومين بار به قصد حمدان بن حمدون سوى موصل لشكر كشيد زيرا شنيده بود كه حمدان بهارون شارى ( خارجى ) متمايل شده و براى او دعوت و تبليغ كرده . چون اعراب و اكراد شنيدند كه معتضد سوى آنها لشكر كشيده هر دو متفق و متحد شدند و سوگند خون ياد كردند كه خون خود را بريزند