نتيجه كم خردى و سفاهت . ( باضافه نمك بحرامى و خيانت بولى نعمت خود ) و كفران احسان .
هارون بن محمد بن اسحاق امير الحاج شد .
در آن سال سياهان در مصر شوريدند و رئيس شرطه را محاصره كردند .
خمارويه بن احمد بن طولون شنيد سوار شد و شمشير كشيد و به خانه رئيس شرطه رفت و هر كه را در راه ( از سياهان ) ديد كشت .
سياهان گريختند و بسيار كشته دادند و امنيت مصر برقرار شد .
ابو داود بن اشعث سجستانى مؤلف كتاب « سنن » و محمد بن زيد بن ماجه قزوينى كه او هم كتاب « سنن » را تأليف كرده بود خردمند و پيشوا و دانشمند بود و فتح بن شحرف ابو داود كشى صوفى كه از صاحبان « احوال شريفه » در بغداد و حنبل بن اسحاق وفات يافتند .
سنه دويست و هفتاد و چهار
بيان جنگ عمرو بن ليث و سپاه موفق
در آن سال موفق براى جنگ با عمرو بن ليث صفار بفارس لشكر كشيد .
عمرو شنيد عباس بن اسحاق را با سپاهى عظيم سوى « سيراف » فرستاد . فرزند خود محمد بن عمرو را هم بارجان فرستاد . ابو طلحه بن شركب سپهسالار خود را با مقدمه سپاه فرستاد . ابو طلحه از موفق امان خواست و تسليم شد . عمرو شنيد از مقابله موفق ترسيد و در جاى خود درنگ كرد . پس از آن ابو طلحه قصد كرد كه نزد عمرو برگردد موفق شنيد او را گرفت و بند كرد و آن واقعه در نزديك شيراز بود . اموال او را هم به فرزند خود معتضد ابو العباس بخشيد .
موفق به قصد عمرو شتاب كرد ، عمرو ناگزير بكرمان رفت و از آنجا بسيستان برگشت ولى از راه كوير كه فرزندش محمد در كوير جان سپرد .