مخالف محمد امير اندلس بود ولى در سال گذشته با او آشتى كرده بود .
چون امير فرنگى شهر برشلونه شنيد كه اسماعيل قصد آبادى شهر مذكور را دارد سپاهى تجهيز و براى منع او از انجام كار لشكر كشيد اسماعيل آگاه شد و بجنگ پرداخت و پس از نبرد بيشتر سپاه فرنگ كشته شدند و بقيه منهزم شدند و نعش كشتگان در آن زمين ماند .
محمد بن اسحاق بن جعفر صاغانى حافظ ( قرآن ) و محمد بن مسلم بن عثمان معروف بابن واره رازى كه در علم حديث پيشوا و در حديث چندين كتاب نوشته بود و داود بن على اصفهانى فقيه كه در سنه دويست و دو متولد شده بود و مصعب بن ابو احمد صوفى زاهد كه از همگنان جنيد بود وفات يافتند .
پادشاه روم كه فرزند صقلبيه باشد درگذشت .
هارون بن احمد بن اسحاق بن عيسى بن موسى بن محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس امير الحاج شد .
خالد بن احمد بن خالد سدوسى ذهلى كه امير خراسان بود در بغداد وفات يافت كه به قصد حج مىرفت و خليفه معتمد او را بازداشت و بزندان سپرد تا در زندان مرد . او كسى بود كه بخارى صاحب كتاب صحيح بخارى ( در حديث ) را از بخارا تبعيد كرد و بخارى او را نفرين كرد كه نفرين وى مستجاب گرديد .
سنه دويست و هفتاد و يك
بيان قيام محمد و على علوى
در آن سال محمد و على دو فرزند حسين بن جعفر بن موسى بن جعفر بن محمد - بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب وارد شهر مدينه شدند و عدهء از اهالى شهر را كشتند و از كسان ديگر مال گرفتند . اهالى مدينه هم نتوانستند در مسجد پيغمبر نماز بخوانند . نه نماز جمعه و نه نماز جماعت . فضل بن عباس علوى در اين باره گفت