تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
خردمند و با تدبير و نكوكار و دين دار و صدقه پرداز و دوستدار دانشمندان و دين‌داران بود . بسيارى از كارهاى نيك و سودمند بنفع مسلمين انجام داد . او قلعه « يافا » را ساخت و قبل از او شهر « يافا » قلعه نداشت . بمذهب شافعى تمايل داشت و پيروان شافعى را گرامى داشت . پس از او فرزندش خمارويه ( همارويه فارسى ) بامارت رسيد و سالار و فرماندهان سپاه هم اطاعت كردند ولى نايب پدرش در دمشق تمرد كرد او هم براى سركوبى لشكر فرستاد كه او را قلع و قمع كردند و از دمشق به محل « شيزر » رفتند .

بيان لشكر كشى اسحاق بن كنداجيق

چون احمد وفات يافت اسحاق بن كنداجيق والى موصل و جزيره بود فرزندان احمد را خرد و بى خرد پنداشت و به تصرف شام طمع كرد . همچنين ابن ابى الساج كه او هم بامارت آن ديار طمع كرده بود . اسحاق با موفق مكاتبه كرد و مدد خواست و موفق بهر دو اجازه تصرف آن ديار را داد و مدد هم فرستاد . هر دو لشكر گرد آوردند و آن بلاد را قصد كردند . حاكم دمشق كه از طرف احمد بن طولون بود به آنها وعده داد كه او هم به آنها ملحق خواهد شد . حكام و عمال انطاكيه و حلب و حمص هم از محل حكومت خود بازگشتند و حاكم شهر دمشق نسبت بخمارويه تمرد كرد و اسحاق شهر دمشق را هم گرفت . ابو الجيوش ( سپهدار ) خمارويه ( همارويه ) آگاه شد لشكرها را سوى شام فرستاد . دمشق را گرفتند و حاكم كه در آنجا بود ( از طرف همارويه كه تمرد كرد ) گريخت . سپاه خمارويه از دمشق بشيزر رفت تا با اسحاق بن كنداجيق و ابن ابى الساج مقابله كند . ابن كنداجيق از مصاف تعلل نمود تا مدد از عراق برسد . اتباع ابن طولون بستوه آمدند و زمستان بهر دو متحارب آسيب و زيان رسانيد . سپاهيان ابن طولون متفرق شدند و بخانه‌هاى شيرز پناه بردند در آن هنگام سپاه عراق به يارى ابن كنداجيق رسيد . فرمانده آن سپاه ابو العباس احمد بن موفق