معتضد ( ابو العباس بعد خليفه معتضد شد ) بود . چون آن سپاه رسيد بمقابلهء - لشكرهاى خمارويه كه در شيزر بودند شتاب كرد و شمشير را به كار برد عده بسيار كشتند و هر كه نجات يافت بدمشق پناه برد آن هم با بدترين وضعى كه قابل شرح نيست .
باز هم معتضد آنها را دنبال كرد و آنها ناگزير بدشت « رمله » گريختند معتضد وارد شهر دمشق شد . باقى لشكر ابن طولون در « رمله » ماند و آن در ماه شعبان سنه دويست و هفتاد و يك بود . سپاه شكست خورده بابن طولون نوشت و خبر وضع اسفانگيز را داد خمارويه لشكرهاى خود را از مصر سوى شام كشيد .
بيان حوادث
در ماه جمادى الاولى روز پنجشنبه دوم ماه هارون فرزند موفق در گذشت .
در آن سال فدا و مبادله اسراء بتوسط بازيار ( مازيار ) انجام گرفت كه در « سنديه » رخ داد .
در آن سال اتباع ابو العباس بن موفق بر صاعد بن مخلد كه وزير موفق بود شوريدند و مواجب خود را مطالبه كردند . اتباع صاعد با آنها نبرد كردند . جنگى بسيار شديد رخ داد و گروهى كشته و عدهء از اتباع ابو العباس اسير شدند . ابو العباس حاضر نبود زيرا سرگرم شكار بود بدين سبب جنگ دوام يافت و تا غروب طول كشيد .
دست از جنگ كشيدند و هر دو طرف متاركه كردند و روز بعد مواجب آنها را پرداخت و آشتى كردند .
در آن سال ميان اتباع اسحاق بن كنداجيق و اتباع ابن دعباش جنگى رخ داد . ابن دعباش حاكم « رقه » و مرزبان مرزهاى آن سامان بود .
در حالى كه شهرها تحت حكومت ابن طولون و موصل بفرمان خليفه بابن كنداجيق تعلق داشت .
در آن سال اسماعيل بن موسى بناى شهر « مارده » را در اندلس آغاز كرد او