مسلمين سوى قلعه كه روميان آن را ساخته بودند رفتند كه آن قلعه را شهر « پادشاه » مىناميدند مسلمين آن را گشودند و مدافعين را كشتند و هر كه بود اسير نمودند .
بيان حوادث
در آن سال عمرو بن ليث سوى فارس لشكر كشيد ، محمد بن ليث والى فارس بود با او جنگ كرد . محمد گريخت و عمرو لشكرگاه او را غارت نمود پس از آن عمرو سوى استخر لشكر كشيد و غارت كرد و عده دنبال محمد بن ليث فرستاد او را گرفتند و نزد او بردند . عمرو داخل شيراز شد و در آنجا اقامت گزيد .
در آن سال در ماه ربيع الاول زلزله در بغداد واقع و چهار صاعقه نازل شد ( در طبرى چهار روز باران هم اضافه شد ) .
در آن سال عباس بن احمد بن طولون بجنگ پدر خود لشكر كشيد . پدرش بمقابله پرداخت او را اسير كرد و از اسكندريه بمصر برد ( در آن زمان مصر را مصر مىگفتند و هنوز قاهره احداث نشده بود و گر نه اسكندريه خود از مصر است ) .
عباس را بمصر بازگردانيدند و خبر اين واقعه را پيش از اين شرح داده بوديم .
در آن سال باردر شركب ( مقصود ابو طلحه بن شركب ) بر خجستانى پيروز شد و مادرش را اسير كرد .
در آن سال شبث بن حسين شوريد و عمرو بن سيما حاكم « حلوان » را گرفت .
در آن سال احمد بن ابى اصبغ از طرف عمرو بن ليث نزد احمد بن عبد العزيز - بن ابى دلف رفت و با مال بسيار بازگشت . عمرو از آن مال براى موفق مقدارى با تحف و هدايا فرستاد . سيصد هزار دينار . پنجاه من مشك . پنجاه من عنبر .
دويست من عود ، سيصد جامه زربافت ، ظروف سيمين و زرين ، چهارپا و غلامان كه قيمت آنها دويست هزار دينار بود بموفق تقديم كرد .