در آن سال « كيغلغ » خليل بن رمال بحكومت « حلوان » منصوب شد . اهالى محل سخت دچار فشار او شدند آنها را بجرم ابن شبث گرفتار كرد و آنها تعهد كردند عمر را آزاد كنند كار هر دو را اصلاح كرد .
در آن سال واقعه ميان « اذكوتكين » بن اسكاتكين و احمد بن عبد العزيز بن ابى دلف رخ داد . « اذكوتكين » احمد را منهزم كرد و شهر قم را گشود .
در آن سال عمرو بن ليث بفرمان ابو احمد ( موفق برادر خليفه ) سالارى ( با عده ) براى سركوبى محمد بن عبيد اللّه كرد فرستاد كه او را اسير كرد و نزد عمرو برد .
در ماه ذى القعده در بلاد شام مردى از فرزندان عبد الملك بن صالح هاشمى ( عباسى ) بنام « به كار » ميان محل « سلميه » و حلب و حمص قيام و بنام ابو احمد دعوت كرد . ( برادر معتمد ) ابن عباس كلابى با او جنگ كرد او گريخت . لؤلؤ نماينده احمد بن طولون براى او سالارى بنام بو ذر با لشكر فرستاد و دست او را از كار كوتاه كرد .
در آن سال لؤلؤ نسبت بمولاى خود احمد بن طولون تمرد كرد .
در آن سال احمد بن عبد اللّه خجستانى در ماه ذى الحجه بدست غلام خود كشته شد .
اتباع ابى الساج محمد بن على بن حبيب يشكرى را در قريه واسط كشتند و سرش را ببغداد بردند و نصب كردند .
محمد بن كيجور با على بن حسين « كغتمر » جنگ كرد و « كغتمر » را گرفت و بعد رها نمود و آن در ماه ذى الحجه بود .
ابو المغيره مخزومى سوى مكه لشكر كشيد . والى مكه هارون بن محمد هاشمى بود عدهء قريب دو هزار مرد گرد آورد و مقاومت كرد . مخزومى سوى « عين مشاش » رفت .
حاكم جده آب محل را فاسد كرد ( كه مهاجم نتواند زيست كند ) مخزومى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 214
مساهمون: ابن الأثير
ص٢١٤